Sajad
و چه باصلابت حکم می دهی ، که . . . حواست را جمع کن . . .! و من می مانم ، که چگونه جمعش کنم! وقتی . . .”تمامش پیش توست …”
Sajad
وقتی دنبال آرزوهات میری حتمأ یه نگاهی به کوله پشتیت بنداز، مباداسوراخ باشه و چیزایی که امروز داری بشه آرزوهای فردات…
Sajad
شب است و یاد تو مرا پر از ترانه میکند / چه کرده ای اکه دل چنین تو را بهانه میکند .
Sajad
تو دنیا چهارچیز ازهم سیر نمیشن، زمین ازباران، چشم ازگناه، عاشق ازمعشوق،من از یارم
Sajad
نمى دانم کجاست و چگونه مى گذرد!! چند وقتیست از “حالم” بى خبرم!
Sajad
دست هایـمان را بـهم قفـل کنیم فقط یـادت باشد کلیـد را جایـی بـگذاری که یـاد هیـچ کدامـمان نـماند...
Sajad
غصه هم خواهـــــــد رفـــت ...