Sajad
دوست داشتن زبان ٬ زمان ٬ راه ٬دلیل٬ نشانه نمی خواهد که دل می خواهد . دوست داشتن ... یک "من" می خواهد و یک "تو"...
Sajad
اگر پرنده ای پی دانه ای یا تکه نان خشکیده ای میهمان خانه ات شد، مترسک مشو !
Sajad
حالا كه نيستي ، احساس آزادي مي كنم ... اما مي دانم كه نيست ام ...
Sajad
آدمهای تنها آزروهای کوچکی دارند / شبیه اینکه کسی در خانه را به رویشان باز کند.
Sajad
آرام گفت دلتنگتم چیزی نگفتم،تکرارکردمن نازکردم، بلندترگفت من سکوت کردم، خیال می کردم همیشه هست.امارفت، من ماندم واین غرور لعنتی
Sajad
زمانی "من و تو " بودیم و "دیگران" در کنارمان حال " من و تو "هستیم اما "دیگران " بین مان
Sajad
خنده ميبيني، ولي از گريه ي دل غافلي... خانه ي، ما اندرون ابرست و بيرون آفتاب
Sajad
افسووس.......!!! که خیلی دیگه زندگی نمیکنن فقط ادامه میدن......
Sajad
قـــویترین " مــــرد " دنــیا هم که باشی محــــــتاجی !!! محـــتاج اشـــــکهای عاشــــــقانه یـــــک " زن " کـــــه از چشــــــمهای نگـــــرانش بــــــروی کویر زخــم هایت بــبارد!
Sajad
چون خیالت همه شب مونس و دمساز من است ، شرم دارم که شکایت کنم از "تنهایی
Sajad
با یاد تو زندگی کردن چه کم خرج است ، نه خواب میخواهد ، نه خوراک !