Sajad
بعضیا ﻣﺜﻠﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﺻﻨﺪﻟﯿﻪ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﻣﯿﻤﻮﻧﻦ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﺎﻝ ﺗﻮﺋﻪ ﯾﺎ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯽ
Sajad
تنهایی زیباست! وقتی که حتی خودتم نداشته باشی....!
Sajad
مال من نیستی! اما..دلی ک باتو باشد این حرفهارا نمیفهمد..
Sajad
دستانم تشنه دستان توست ...
Sajad
کوچه ای بود نامش معرفت، ساکنینش با مرام از هر جهت، گرچه بن بست بود مثل قلب من، آخرین خانه تو بودی خوب من
Sajad
همه ی خودم را ماله تو کردم،چقدر دنیای تو بزرگ است!!هنوز از تنهایی سخن میگویی؟!چقدر کم هستم
Sajad
گاهى وقت ها دلت مى خواهد یكى را صدا كنى... بگویى سلام ، مى آیى قدم بزنیم ؟؟؟؟!! گاهى .. آدم چه چیزهاى ساده اى را ندارد ...
Sajad
گاهـی ڪـلام در وصـفــــــ واقعیـتــِ مـا ڪـم مـی آورد ناچـ ــارایـن ســہ نقـطــہ …و دیگـ ـر هیــچ !
Sajad
سکـــــــــــوت می کنم و عشـــــــــــــــــــــــــــق در دلم جاری است ... این شگفت انگیزترین نوع خویشتن داری ست ... !
Sajad
پر پروازی برای بازگشت به آسمان تاریک زندگی ام نمانده است. روشن ترین ستاره ها هم شبی خاموش می شوند...
Sajad
از کویر آمده ام چشمم از خاطره ریگ، پُر است ابر من باش و دلم را بتکان .
Sajad
درآزادی هزار آرزو داریم اما در اسارت فقط آرزویمان آزادیست ، پس خدای من کمکم کن تاآزادیم را اسیر آرزوهایم نکنم
Sajad
وقتی به هــــــــــــوای دیدنت قلـــــــــــــــب ابرها هم تند تند می تپد یاد تو مثل چیزی ... شبیه یک قطره بــــــــــــــــــاران بر لبهای خشک و ترک خورده ام لیـــــــــــــــز می خورد !!!!