Sajad
چقدر دلم می خواهد نامه بنویسم… تمبرو پاکت هم هست ویک عالمه حرف ،کاش کسی جایى منتظرم بود …
Sajad
من که نقاشى ام تعریفى ندارد… لااقل خودت راهت را بکش و برو!
Sajad
به سلامتی اونایی که تو همه چیز دنیا فقط آرزو دارن و حسرت . . .
Sajad
“فروافتادن دربرابرخداوندتنهاراه برخاستن دربرابرروزگاراست”
Sajad
برایش مینویسم”دلتنگشم”میدانم که نمیداندولےمیدانم که میخواند
Sajad
نه صدایش را نازک میکرد و نه دستش را آردی از کجا باید به گرگ بودنش شک میکردم؟!
Sajad
گله ای نیست...!!! . فقط...!!! . این دردها را...!!! . در اغوشت...!!! . به من...!!! . تزریق کن...!!!
Sajad
تنـــــــــها بودن قدرت می خواهد .... و این قـــــــــدرت را کسی به من داد ، که روزی می گفت : تنهایت نمی گذارم ......
Sajad
چــــــــــــــــــــــــــــــــقدر عمر خوشي كوتاهه همين چند روز پيش نوشتم حالم بـــــــــهتره اما ... حــــــــــالا ...
Sajad
خدا کند تبسم لبی به آه، نشکند / بلور بغض سینه ای به شامگاه، نشکند کبوتری که پر زند به شوق آشیانه ای / خدا کند که بال او میان راه، نشکند
Sajad
نوشته ها ، زمانی تلخ می شوند که ، مخاطب خاص پیدا کنند ...
Sajad
پرسیــــد : خوش میگـــــذَره ؟ گفتتَـــــم "خوش میگـــــذَره " مالـِ قَدیمـ بود ... الان دیگهـ خوشیـــــــمـ کهـ میگـــذره ...!
شب بخیر سجاد ، خوب بخوابی...
14 سال و 3 ماه و 16 روز و 10 ساعت و 31 دقيقه قبل