Sajad
بی جا نبود که رفتی بی جا من بودم که جایی برای ماندن نداشتم
Sajad
بی همگان به سر شود ... " و من ... خیلی نگران شده ام ... چون دیگر دارد بی تو هم به سر می شود انگار ...
Sajad
چراغارو خاموش کن هوا هوای درده دوست ندارم ببینی چشمی که گریه کرده چراغارو خاموش کن سرگرم گریه باشم می خوام بروم نیارم باید ازت جداشم فکر نبودنه تو دنیامو می سوزونه چراغارو خاموش کن چشم و چراغه خونه یه خورده ارومم کن نشون نده که سردی حالا وقته دروغه بگو که بر میگردی بگو که بر میگردی از شرم اشکایه من رفتی چرا یه گوشه ازم خجالت نکش چراغا که خاموشه اگه دلت هنوزم باهام یکم رفیقه یه خورده دیرتر برو فقط یه چند دقیقه فکر نبودنه تو دنیامو می سوزونه چراغارو خاموش کن چشم و چراغه خونه یه خورده ارومم کن نشون نده که سردی حالا وقته دروغه بگو که بر میگردی بگو که بر میگردی
Sajad
حکایت عجیبیست رفتار ما خداوند می بیند و می پوشاند مردم نمی بینند و فریاد می زنند . . .
Sajad
انسانيت از آن رو فقير است که کانون هاي کيهاني را نمي شناسد ، عشق بخشيدن را فراموش کرده و راه گدايي را پيش گرفته است ، عاشقان حقيقي امپراتوران عالم بخشش اند ، آن ها کاسه به دست نمي گيرند و محبت گدايي نمي کنند.
Sajad
تو آنی نبودی که فکرش را می کردم، زیرا باعث شدی آنی شوم که فکرش را هم نمی کردم . . .
Sajad
حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست سر عقل آمده آن بنده که دیوانه توست . . .
Sajad
اگه به اونی که میخوای نمیرسی آهسته تر برو تا اونی که تو رو میخواد بهت برسه . . .
Sajad
انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده . .
Sajad
بعضـی از آدم ها شبیه سوراخ های اول کمربنـدن همیشه هستن اما هیچ وقت به کارت نمیان !
Sajad
خدايا يه ريست بده ؛ زندگي هنگ کرده.....
Sajad
به کعبه گفتم تو از خاکي منم خاک چرا بايد به دور تو بگردم؟! ندا آمد تو با پا آمدي بايد بگردي برو با دل بيا تا من بگردم