Sajad
خدایــــــــــــا التمـــــــــــاست مــــــی کنـــــــــم... همــــــه دنیــــــــــایـــــــت مال دیگــــــــــــران...! ولــــــــــــــــی آنــکـــــــــــه دنـیــــــــــایِ من اســــــــــت... مـــــــــــــــــــــالِ دیــگـــــــــــری نبــــــــــاشـــد...
Sajad
غم داشتن بخشی از زندگیست اما غم خوار نداشتن عذاب زندگیست!
Sajad
خدایا… چه کسی تورادرآغوش میگیردکه اینقدر”آرامی”
Sajad
یه وقتایی دلم میخواهد برم بزنم تو گوش دنیا و بگم درسته تو بزرگی اما نه به بزرگی خدا. پس ساکت بشین سرجاتو با آدما بازی نکن…
Sajad
هنوز قلبم جایی حوالی تو می تپد نه خیالی، نه حالی،جایی حوالی خود خودت... مواظبَش باش !!!
Sajad
چگونه در این چشم های زیبا جا داده ای این همه دروغ را….
Sajad
کاش یکیبود که توی کوچهها داد میزد : خاطره خشکیه ؛ خاطره خشکیه ! اونوقت همه ی خاطراتتو ، همونایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارن ! میریختم تو کیسه و میدادم بهش و میرفت ردِ کارش … !!!
Sajad
قرار بود تکیه گاه باشی نه اینکه گاهی باشی و گاهی نباشی!
Sajad
ازسردی نگاهت نمی لرزم!
من همیشه اززیرصفرشروع کرده ام….
Sajad
زندگی مثه یه پل قدیمیه ! به این فکر نکن که اگه تنها رد شی دیرتر خراب میشه… به این فکر کن که اگر افتادی یکی باشه دستتو بگیره…
Sajad
قدم زدن در پیاده رو جای خالی تو را به رخم میکشد! برای همین همیشه دوست داشتم روی جدول ها راه بروم….
Sajad
نقطهی جوش همان نقطه ایست که همه چیز کم کم بخار میشود… محو می شود کمرنگ می شود آدمها را به ” نقطه جوش” نرسانید….!
Sajad
دارم که بگویم!
اما هرچیز را نباید گفت.
شاید این سکوت زیباتر باشد…
Sajad
حَـــــــــــــراج کرده ام ؛ تنهائیــــم نصفِ قیمـــت . . . سوگِ خاطـره ها خـــــــــَرج می خواهد دیگــر …