Sajad
دیروز می خواستم دست اتفاق را بگیرم که نیافتد اما امروز فهمیدم اتفاق هم که بیافتد باز من زندگی خواهم کرد...
Sajad
با یه ذره مهربونی ... منو پر کن از جوونی ...کی بهارو دوست نداره...
Sajad
مي گويند : شاد بنويس من ياد مردي مي افتم که با کمانچه اش گوشه ي خيابان شاد ميزد با چشمهاي خيس !.!.!
Sajad
آهسته بيا , چيزي هم ننويس " Like " را هم فشار نده همان كه بخواني بس است من به بيمحلي هایت عادت دارم
Sajad
رفت و آمد ، رفت و آمد ، اینقدر رفت و آمد که از یاد برد ، چیزی به نام "ماندن" هم وجود دارد!
Sajad
رد پاهايم را پاک مي کنم به کسي نگوييد من روزي در اين دنيا بودم. خدايا مي شود استعفا دهم؟!
Sajad
آقا همه اینجا دارن دم از محبت فرزند تو میزنن/ ولی هیهات که....
Sajad
تقصیر من و تو نیست تقصیر دستور زبان است که بعد از من و تو ، او آمد