Sajad
کمی مهـربـانتـر بــاش لطفـاً ... ! برای شـانـه ام سنگیـن است. .... ایــن .... ... ســر سنگینـی هـا ...
Sajad
خدا کند تبسم لبی به آه، نشکند / بلور بغض سینه ای به شامگاه، نشکند کبوتری که پر زند به شوق آشیانه ای / خدا کند که بال او میان راه، نشکند
Sajad
نوشته ها ، زمانی تلخ می شوند که ، مخاطب خاص پیدا کنند ...
Sajad
آدمـ هـا کـه "عـوض" می شونـد... از "سـلام" و "شـب بـخیـر" گـفتـنشان مـی شود ایـن را فـهمیـد! از "حـرف هـا" و "نـگاه هـا"؛ از گـودال هـای ِ عـمیـقی کـه بیـن ِ تــو و خـودشان می کـَـنـند و داخل آن را پُــر از دلیـل مـی کُنـند .
Sajad
پرسیــــد : خوش میگـــــذَره ؟ گفتتَـــــم "خوش میگـــــذَره " مالـِ قَدیمـ بود ... الان دیگهـ خوشیـــــــمـ کهـ میگـــذره ...!
Sajad
براي چشم هايم نماز باران بخوان... اين بغص لعنتي امانم را بريده است.
Sajad
گاهی صدای رفتارمان آنقدر بلند است، که کسی صدای گفتارمان را نمی پسندد.
Sajad
هـیـچ کـس دیـگـــــر او نـمـی شـود .. حـتـی خـــودش ...
Sajad
بهاری بمان! دلت را پر از پرواز کن تا به مقصد این راه پرپیچ و خم برسی
Sajad
بگذار شعرهايم برود به جهنم! وقتي هيچكدامشان تو را به من برنميگرداند