Sajad
دور زیبا بود نزدیکتر که می رفتی پشیمان میشدی… بیچاره ماه!
Sajad
اجـــــــازه خدا؟؟می شه من ورقـــــــه مو بدم؟ می دونم وقت امتــــــــــــحان تموم نشد هولی من دیگـــه خسته شدم ..
Sajad
درخت , دلتنگ تبر شد … وقتی پرنده ها , سیم های برق را به شاخه هایش ترجیح دادند…
Sajad
دلگیر نباش ! تقصیر از خودت بود ! دسته کلید علاقه که گم شد ، باید عوض میکردی قفل تمام آرزوها را !
Sajad
از رها کردن نترس.... هيچ کس نمي تواند چيزي که مال توست را از تو بگيرد و تمام دنيا نمي توانند چيزي که مال تو نيست را برايت حفظ کنند
Sajad
حکایت بعضی عشقها شبیه قصه نوح است(طرف ازترس طوفان میادسراغت) بعضی شبیه قصه ابراهیم(بایدهمه چیزتوبراش قربانی کنی) بعضی شبیه قصه مسیح(آخرش به صلیب کشیده میشه) اما بیشتر عشقاشبیه قصه حضرت موسی هستن (یه کم که دورمیشی یه گوساله جاتومیگیره)
Sajad
بـبـخـشـیـد دیـگـر بـرای شـمـا جـانـداریـم ، از ایـن پـس بـه جـز او کـسـی را نـداریـم ( خـدا ) /.
Sajad
نبودن هیچ کس سخت نیست، فراموش کردن یک بودن سخت است ...
Sajad
آنچه از روزگار به دست می آید با خنده نمی ماند؛ و آنچه از دست برود با گریه جبران نمی شود.
Sajad
چقدر سخته آدم واسه تنها ستاره ش بره آسمون, اما تا برسه صبح بشه!