Sajad
و اما چند یاد آوری قدیمی خیلی جالبه : از سوسک می ترسیم ولی از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمی ترسیم . . . از عنکبوت می ترسیم از اینکه تمام زندگیمون تار عنکبوت ببنده نمی ترسیم . . . از شکستن لیوان می ترسیم از شکستن دل آدما نمی ترسیم . . . از اینکه بهمون خیانت کنند می ترسیم از خیانت به دیگر
Sajad
دلت را از “شیشه” بساز ولی به سنگها بگو دلم از “فولاد” است . . .
Sajad
كاش دوستي ها مثل رابطه دست و چشم بود. وقتي دستت زخم مي شه چشمت گريه ميكنه و وقتي چشمت گريه مي كنه دستت اشكشو پاك مي كنه
Sajad
شادى امروزم را به خاطر نادانى دیروزم از دست دادم خداوندا نادانى امروزم را بگیر تا شادى فردایم را از دست ندهم
Sajad
گفت دعا کنی می آید گفتم آنکه با دعا بیاید به نفرینی می رود؛ خواستی بیایی، با دعا نیا؛ با دل بیا
Sajad
برای هزارمین بار ازم پرسید:تاحالا دلت راشکسته ام؟ من هم برای هزارمین بار به دروغ گفتم:نه .... تا دلش را نشکنم.
Sajad
قطار ! راهت را بگیر و برو نه کوه توان ریزش دارد ! نه ریزعلی پیراهن اضافه ! هیچ چیز مثل سابق نیست . . .
Sajad
توسط پیامک
بارفیقان ازازل دست رفاقت داده ایم،در وفای مامکن شک،گرچه دور افتاده ایم
Sajad
توسط پیامک
آنقدرعزیزی که وقتی دربهارقدم می زنی برگ درختان برای بوسیدن جای پایت انتظارپاییزمی کشند.
Sajad
چه شتابی ست برای رفتن ؟شاید آن نقطه ی نورانی،چشم گرگان بیابان باشد
Sajad
همه آدمها با هم برابرند ، اما پولدارها محترم ترند . همه آدمها برابرند ، اما بچه ها واجبترند . همه آدمها برابرند ، اما خانمها مقدمترند. همه آدمها برابرند ، اما سياهها بدبخت ترند و سفيدها برترند. در کل همه آدمها برابرند ، اما بعضيها برابرترند
Sajad
دائم شکر گذار خدا باشیم که : شاید بدترین شرایط زندگی ما ، برای دیگران آرزو باشد . . .
Sajad
جمعه یعنی یک هوای غصه دار جمعه یعنی لحظه لحظه انتظار جمعه یعنی یک سما فریاد و آه جمعه شد آقا کجایی ؟ بین راه! جمعه وصل و رسیدن کی شود؟
Sajad
گذشت اون وقتایی که آدما همدیگرو دور می زدن الان دیگه از روی هم رد می شن . . .