Sajad
چراغارو خاموش کن هوا هوای درده دوست ندارم ببینی چشمی که گریه کرده چراغارو خاموش کن سرگرم گریه باشم می خوام بروم نیارم باید ازت جداشم فکر نبودنه تو دنیامو می سوزونه چراغارو خاموش کن چشم و چراغه خونه یه خورده ارومم کن نشون نده که سردی حالا وقته دروغه بگو که بر میگردی بگو که بر میگردی از شرم اشکایه من رفتی چرا یه گوشه ازم خجالت نکش چراغا که خاموشه اگه دلت هنوزم باهام یکم رفیقه یه خورده دیرتر برو فقط یه چند دقیقه فکر نبودنه تو دنیامو می سوزونه چراغارو خاموش کن چشم و چراغه خونه یه خورده ارومم کن نشون نده که سردی حالا وقته دروغه بگو که بر میگردی بگو که بر میگردی
Sajad
صدور هیچ گذرنامه و ویزایی لازم نیست وقتی به خدا “پناهنده” می شوید . . .
Sajad
جمله هایم را خوب میجوم تا حرفهایم قابل هضم باشند گویا گوش هایی زود ترش می کنند
Sajad
تقسیم که می شویم من منها می شوم تو جمع جور که نمی شویم حالا تو هی ضرب کن .
Sajad
اگر اولش به فکر آخرش نباشی آخرش به فکر اولش می افتی
Sajad
حکایت عجیبیست رفتار ما خداوند می بیند و می پوشاند مردم نمی بینند و فریاد می زنند . . .
Sajad
چـــــه خوش خیـــــال است ! ...فــــاصلــه را مــــی گویـــــم... به خـیــــالــش تــــورا ازمـــن دورکـــرده ... نــــمــــی دانـــد تــ ـوجــــایــــت امــــن اســــت...... ایــــنــــجــــا ♥
Sajad
دیوار ها هم گاهی نیاز دارند به کسی تکیه کنند من نـــیز ...
Sajad
حقایق گاهی وقتا توی شوخی پیدا میشه خیلی احمقانه است اگر فکر میکنیم آدمها توی شوخیها دلشان نمی شکند . . .
Sajad
عاشق عاشقي باش, دوست داشتن را دوست بدر, از تنفر متنفر باش, به مهرباني مهر بورز, با آشتي آشتي کن, از جدائي جدا باش (زرتشت)
Sajad
انسانيت از آن رو فقير است که کانون هاي کيهاني را نمي شناسد ، عشق بخشيدن را فراموش کرده و راه گدايي را پيش گرفته است ، عاشقان حقيقي امپراتوران عالم بخشش اند ، آن ها کاسه به دست نمي گيرند و محبت گدايي نمي کنند.