Sajad
باران را بهانه کردم و گریستم / تا کسی نداند گرفتار کیستم . . . .
Sajad
تو اگر در تپش ابر خدا را دیدی، همتی کن و بگو ماهی ها، حوضشان بی آب است.
Sajad
وقتي پايت خواب مي رود نمي تواني درست راه بروي لنگ مي زني! وقتي قلبت خواب مي رود نمي تواني درست فكر كني. عاشق مي شوي!!!
Sajad
حکایت ما آدم ها ، حکایت درخته ، درختی که به ساقه و ریشه هاش مینازه . . .
Sajad
به دنبال کسي که درکم بکند نيستم ! من از ابتداي کودکي روروَکم را شکستم تا روي پا هاي خودم بايستم !!!
Sajad
من هرچى تلخى بود امتحان کردم اما فهمیدم هیچ چیز تلخ تر از دورى از خدا نیست.
Sajad
مانند شیشه شکستنم آسان بود… اما اینبار دست به من نزن که زخمیت خواهم کرد…
Sajad
پرگـــار های خوبی شده ایم ، همدیگر را خوب دور می زنیــــم…
Sajad
اگر بخواهم صادق باشم ديگر به دنبال کسي که درکم بکند نيستم ! من از ابتداي کودکي روروَکم را شکستم تا روي پا هاي خودم بايستم !!!
Sajad
آه من هم زنم ، زنی که دلش ، در هوای تو می زند پر و بال ، دوستت دارمای خیال لطیف ، دوستت دارم ای امید محال . (فروغ فرخزاد)
Sajad
دهانت را می بویند ، مبادا گفته باشی دوستت دارم، دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد ، عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد . (شاملو)
Sajad
شادترین مردم، لزوما بهترین چیزها را ندارند. بلکه از هرچه سر راهشان قرار می گیرد، بهترین استفاده را می کنند.
Sajad
به دنبال یاری ماندگار نگرد آنگاه که خود ماندگار نیستی . . . تنها درسی که عشق به من آموخت
Sajad
به سلام ها دل نمی بندم، از خداحافظی ها غمگین نمی شوم، دیگر عادت کرده ام به تکرار یکنواخت دوری و دوستی خورشید و ماه!!
Sajad
چوب کبریت های نیمه سوخته و چشم هایی... در حسرت دوباره دیدنت. به امتحانش می ارزید ولی ای کاش قصه های زمان کودکی بر اساس واقعیت بود!!!