Sajad
بچه که بودیم بستنیمان را گاز می زدند قیامت به پا می کردیم! چه بیهوده بزرگ شدیم... روحمان را گاز میزنند می خندیم!
Sajad
خدا را دوست بدارید حداقلش این است که یکی را دوست دارید که روزی به او می رسید . . .
Sajad
خدایا مرا ببخش به خاطر تمام درهایی که کوبیدم و خانه تو نبود
Sajad
من تو را دوست دارم و تو دیگری را و دیگری دیگری را و در این میان همه تنهاییم!.
Sajad
میان ماندن و نماندن فاصله تنها یك حرف ساده بود از قول من به باران بی امان بگو : دل اگر دل باشد ، آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد
Sajad
شکستنی رفع بلاست..اما...باور نمیکند دلم
Sajad
از چشم هیچ کسی نمی شود خواند که دوستتان دارد یا نه .... ! بس که برای نفر قبلی گریه کرده ، حالت چشمانش عوض شده
Sajad
جناب ابليس يا همون شيطان خودمون حتما تو زن و بچه نداشتي و مثل من ...بودي که جلو آدم سر خم نکردي و گرنه تو هم سر خم ميکردي و يک عمر نون و کره ميخوردي و مجبور نبودي هر کس و ناکسي رو واسه يه لقمه نون زحمت بکشي فريب بدي .
Sajad
تنها گرگها نیستند که لباس میش می پوشند گاهی پرستوها هم لباس مرغ عشق برتن می کنند.. عاشق که شدی کوچ میکنند
Sajad
ای تو جاری توی رگهام صدای پای نفسهام ای که بوی تو رو داره لحظه های خواب و رویام فرصت بودن با تو اگه حتی یک نفس بود برای باور بودن همه چیز و همه کس بود کوچ عاشقانه تو، لحظه شکستن من خلوت شبانه من تا همیشه از تو روشن از غم نبودن تو گریه کردم تو ندیدی هق هق تلخ صدامو تو نبودی، نشنیدی...
Sajad
دوست داری کاش که در کوچه ها باران ببارد یک درنگ، اندوه ها را وا گذارد کسی نگوید، خانه ها بی چراغ است کسی نگوید سفره ها نان ندارد دست هامان، بذر آیینه بپاشد چشمهامان دانه حیرت بکارد در حضور باغبان بی رخصتی سبز باد، برگی از درختی بر ندارد مشقهامان صرف این افعال باشد: دوست دارم، دوست داری، دوست دارد
Sajad
زندگی یک بازی درد آور است زندگی یک اول بی آخر است زندگی کردیم اما باختیم کاخ خود را روی دریا ساختیم لمس باید کرد این اندوه را بر کمر باید کشید این کوه را زندگی را با همین غم ها خوش است با همین بیش و همین کم ها خوش است باختیم و هیچ شاکی نیستیم بر زمین خوردیم و شاکی نیستیم
Sajad
سرم را روی شانه ات بگذار تا من گلهای پیراهنت را ، آب دهم ...!
Sajad
نگران نباش عشق من یارانه ام را به حسابم ریخته اند ومن دیگر آنقدر ثروتمند شده ام که می توانم تورا تا هر کجا که بخواهی برسانم. راستی ... هنوز هم اهل پیاده روی هستی ؟!!