Sajad
احساسم را هیچکس لمس نکرد…حتی تو
Sajad
هنوز دست هایم در دستهای تو بود کـه باران بارید تو رفتــے چتر بیاوری و من هنوز کـه هنوز است روے این نیمکت منتظرم کــه یا باران بند بیاید یا تو با چتر یا تو بـے چتر فقط برگردے..
Sajad
بغض می کنم! زمانی که یادم می افتد قرار است روزی برایم خاطره شوی…
Sajad
ازمن جداشدوگفت کارخداست…مانده ام مگرخدای اوخدای من هم نبود؟؟؟
Sajad
سبزه ازسنگ نروید…گله ازباران چیست..
Sajad
مال من نیستی! اما..دلی ک باتو باشد این حرفهارا نمیفهمد..
Sajad
زیباست یادت... ببین اگر خودت بودی چه غوغایی میکردی...!
Sajad
مهربانـــم ! شرمنــده ام کــه هیچ وقت، مهربانــی هایت را منتشـــر نکردم امـا تــا دلــت بخواهد گلایـه هـا را “پست” کردم … و غریبه هــا “لایک” زدند … … کــاش می توانستم صدای تــو را بنویسم!
Sajad
همیشه عکس نازت روبرویم نگاه تو دلیل جستجویم چرا باید تمام حرف ها را بدون تو به تصویرت بگویم
Sajad
خدایا از تو چه پنهان کسی را هم قدِ تو دوست دارم . . .
Sajad
یعنی میشود همین حالا… همین لحظه… حتی اشتباهی… یادم بیفتی؟؟؟
Sajad
“شما” گرچه واژه محترمی است ولی ”تو “ شدن لیاقت میخواهد . . .
Sajad
جاده ای بی انتها باشی ... ! تا همیشه ... ، در تو قدم خواهم زد.

13 سال و 9 ماه و 14 روز و 23 ساعت و 35 دقيقه قبل
13 سال و 9 ماه و 14 روز و 23 ساعت و 34 دقيقه قبل

13 سال و 9 ماه و 14 روز و 23 ساعت و 31 دقيقه قبل

13 سال و 9 ماه و 14 روز و 23 ساعت و 29 دقيقه قبل