دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Sajad

برای من همین از تو گفتن “زندگیست”… درباره »
Sajad
مرد - مجرد
امتیاز: 5258

دنبال‌شدگان

(624 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(569 کاربر)

گروه‌ها

(63 گروه)

بازدید

Sajad
Sajad

@°o.O پــاک 30 مـــا O.o° هیـــ ـــچ ثـروتی بـــ ـالاتـ ـر از مهـــــ ـــــربونی نیسـ ـت.یـ ـادت باشـ ـه خیـــ لــی ثـ ـروتمنــــــــ ـدی

Sajad
Sajad

یه عاشق میگه : “اگه اتفاقی واست بیفته ؛ میمیرم !” اما یه رفیق میگه : “اگه بمیرم هم نمیذارم اتفاقی برات بیفته !”

Sajad
Sajad

در عجبم….!! راننده نیستم…..!! اما هر کس به من میرسد….. مسافر است….!!!

Sajad
Sajad

شاید آرام تر میشدم فقط و فقط …….. اگر میفهمیدی….. حرفهایم به همین راحتی که می خوانی نــــوشته نشده اند!!

Sajad
Sajad

چقدر ... هیچكس... شبیه تو نیست ! . . .

Sajad
Sajad

برایم دعا کن ! اجابتش مهم نیست ! نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
Sajad
Sajad

دوســتــت دارم را هزار بار دیگر تکرار کن اینجا نه بینیِ کــَـسی دراز می شود ! نه گـُـرگی به گــَـله ات میزند ! . . .

Sajad
Sajad

دوستانم همه نابند ، طلا سیری چند ؟ / درد از همه شان دور ، بلا سیری چند ؟ بی گل روی عزیزان ، نفستم می گیرد / بی حضور رفقا ، صلح و صفا سیری چند ؟

Sajad
Sajad

آدم‌های تنها ؛ آزروهای کوچکی دارند ... شبیه این‌که کسی در خانه را به رویشان باز کند.

Sajad
Sajad

... چه خوب می شود اگر ، گاهی من هم .. بوی ِ تو را بدهم .

Sajad
22.JPG Sajad

@ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ @Alireza رفیق دستشو گذاشت رو شونه رفیقش و گفت : تو قویتری یا من؟ رفیق گفت من. رفیق اولی با دلی گرفته دستشو از شونه رفیقش برداشت و دو قدم عقب تر رفت و باز گفت : تو قوی تری یا من؟ او گفت : تو. گفت چرا نظرت عوض شد؟ جواب داد: وقتی دستت رو شونم بود احساس میکردم دنیا پشتمه!...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Sajad
Sajad

روزی میرسد که کـــه بـــا لبخنـــد تـــو بیـــدار میشـــوم ایـــن روز هـــر زمــان کـــه میخـــواهـد بــاشـد فقــطــ بــاشـــــد !!

Sajad
MAHASTY2.BMP Sajad

هرجاکبوتری باقلب دلواپس/پرمیزنداماافتاده ازنفس/آنجاتویادم کن دوست من

این ارسال را بازنشر کرده است.
Sajad
1340877357783725_large.jpg Sajad

همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم ، که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود… ولی پدر … یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …

این ارسال را بازنشر کرده است.