saber
برای دوست داشتنت ...هیچی لازم نیست ...یه دل پر از غصه میخواست ...که من داشتم ...
saber
بریدی و نبریدم ...کاش میشد شدت عشقمو پنهونش میکردم ...
saber
گردنبند مرواریدت را از کجا خریده ای ؟ ننه سرما ؟ ...اگر نخ گردنبند را پاره کنی ؟ ...یک زمستان ممنونت میشوم ...برف می خواهم ...حالا چه دانه درشت ؟ ...چه دانه ریز ؟ ...