J_a_♥_a_D
دوباره سرفه یک مرد و خس خس سینه/ودست و پای پر از تاول و پر پینه دوباره آتش زخمی که شعله ور گشته/وترکشی که بسر داشت دردسرگشته نشسته یک زن غمگین کنار بستر او/کنار بستر مردی که بود بی بازو کنار بستر مردی که خسته بود از درد/همان دلاور مجنون جبهه های نبرد زکلبه دلشان عطر سیب می آید/صدای ناله ام یجیب می آید و او ز صوت دعای زنش خدایی شد/به یاد آن شب حمله که شیمیایی شد همان شبی که طلوعش پراز عبادت بود/همان شبی که دعایش فقط شهادت بود تداعی شب حمله،تداعی شب غم/شب وداع رفیقان،شبی پر از ماتم به یاد جبهه و شب زنده داری سنگر/به یاد حاجی و بیسیم و رمز یا حیدر به یاد فکه ،دوکوهه،جزیره مجنون/به یاد دشت پر از خون، چفیه ایی گلگون به یاد گرمی دل ها،به یاد سردی خاک/به یاد آنهمه رزمنده بدون پلاک دلش گرفت نگاهی به عکس رهبر کرد/دعا به جان ولی و به جان دلبر کرد دعا تمام شدو عقده دلش وا شد/و عاقبت سند بندگیش امضاءشد صدای خس خس سینه تمام شد ،آری/واشکهای زن یک شهید شد جاری ... شعر از :حسین وکیلی زارچ
این ارسال را بازنشر کرده است.