کاش بدانی #خدا که #آتش-گرفته-ام ............................ حالا #اذان شد // لحظه ی اشتیاق عاشقان برای وصل است ....حالا مشق عشق کنید و در پاورقی اش مرا هم یاد کنین "عجیب محتاج دعا هستم" شاید روزی #از-آن من شود \\ (نیاز نامه...)
ــم .. رفتی و هنوز سلامم بی علیک مانده است .. آیا خاطره ام به روی ذهن تو مانده است؟ ... دردم ز دوریت نیست ز هجر توست .. خاکستر عشقت به روی سینه مانده است! ... بی اعتنائی ام مکن گلم که دل نازک است .. بی شک دلم باز نبود تو را بهانه کرده است (چرک نویس ..)
شهر بی عابر #خالی/شهر #تنهایی من بود/لحظه شناختنه تو /لحظه #تموم شدن بود/مگه میشه از #عروسک شعری #عاشقونه ساخت/عاشق چیزی که نیست شد/روی #دریا خونه ساخت...
در اين دوران كه مجنون وعده ی ديدار با شيرين و شيرين هاي ديگر در خفا دارد و ليلي نيز با بيژن، سر و سري دگر دارد هواي عشق پنهاني به سر دارد برادر تيشه ی فرهاد سيري چند ؟؟ منيژه عشوه مي آيد كه شايد ثروت شهزاده ی خود را به چنگ آرد ولي خسرو دل آشفته ی او را نمي بيند.... در اين دنياي هردم بيل كدامين عشق ديگر آدمي را مي برد از خاك تا افلاك ؟؟؟ كدامين عشق ؟ كدامين كشك ؟؟
ـــم ; چندیست #بوی-رفتن-میدهم ... و انگار دیگر در پیشگاه دلت جایگاهی ندارم ... اینَک که مانند هُبابِ بر آب مرا پس میزنی و آخرین بلورهای امیدم را بی رحمانه ... // چه بگویم ای خوبترین که حتی اگر قصد جانم را هم کرده باشی مرا از دادنش باکی نیست ... // کاش می شد دوباره فرصتی ... کاش می شد دوباره مهتلی گرفت فقط بدان برای همیشه جایت خالی خواهد ماند و دیگر دلم را منزلگاه عشقی #غیرِ-تو نخوام کرد// اکنون بساط برمیچینم و کَم کَمَک نیّتِ رفتن را به راه میدوزم و برای آسایش و آرامش خاطِرَت از همه جا خواهم رفت ... آن روز دیر نیست و آن لحظه دور نخواهد بود که فقط یک جمله بنویسم " آسوده باش دیگر #من-نیستم " (چرک نویس..)