سلامتی خودم.... که بهتر از همه بلد بودم بهش دروغ بگم. ولی نگفتم. سلامتی خودم... که راحت می تونستم خیانت کنم.. ولی نکردم. سلامتی خودم.... که تو بدترین شرایطش هم ترکش نکردم. سلامتی خودم... که این همه احمق بودم!
[ تـ ـ ـ ـقديم بهــ دوسـ ـ ـتـاي گـ ـ ـل مـجـ ـ ـازيم ] اسمش را میگذاریم؛ دوست مجازی اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش نگرانش میشوم .... دلتنگش میشوم وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ دوست یاد میشود مطمئن میشوم که حقیقی ست هرچند کنار هم نباشیم هرچند صدای هم را هم نشنیده باشیم، من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم .... هرکجا که باشد
امرو یه کوشولو گم شده بود حالا آی گریه میکرررررررد...بش گفتم کوچولو اسمت چیه گف به تو چه بعد هیجی دیگه من در اون لحظه به طور نا فرجام رفتم تو دیوار بعد من یکم سکوت کردم گفتم بیا ببرمت کنار تریبون اسمتو بگو بابات بیاد میگف نه تو دزدی....بعد هیجی دیکه دیدم زبون ادم سرش نمیشه کشیدم به خاک بردمش اونجا ..میگف کمک کمک..طفلی فیلم زیاد نگاه میکرده.. بعد از اون موقع تا الان اینجوریم