سروش(نگهبان خاندان)
دل به دلم که ندادی ... پا به پایم که نیامدی دست در دستم که نگذاشتی سر بسرم دیگر نگذار ... که قولش را به بیابان داده ام .....!
✔ عـلـ[بابا]ــی
دیدن ماهت ای دوست، عجب سعادتی شد / وز تــو به خود نوشتن، بــر دلـــم عادتی شد / کعبـــه ی زلـــف تــو را، حجّ و طــــواف کـردم / قبـــول درگهش باد! چه خوش عبـادتی شد / ... ! [حامد مرادی (وامق)]
m.sky
این آخرین باره عزیز،دستامو محکمتر بگیر ... آخه تو که داری میری،به من نگو بمون نمیر ... گاهی بیا یه باغ سبز،درش بروت بازه هنوز ... من با تو سوختم نازنین،باشه برو با من نسوز ... برام دعا کن عـــــــــشــــــــــق من ...