تاریخ لعنتی رسید .... خدایا امروز رو یادت هس .... آره یادت هس که چه کسایی رو ازم گرفتی ؟؟؟؟؟!!!! ..... سلام :علی / عطا / نیما/ احسان / محمد >>> چطورین دوستای با معرفت من ؟ .... اون بالا خوش میگذره؟....چرا جواب داداشتون رو نمیدین؟.... معلومه آره ... منو تنها گذاشتین و رفتین .... دیگه نمیتونستم عکسای تصادف تونو نگه دارم ..... باشه من بی معرفتم ........ اره همیشه جلو شما کم میاوردم .... از وقتی رفتین داغون تر شدم ....دیگه تحمل این همه سختیرو ندارم ......نمیشد اون عکسارو ببینم و یادتون نیفتم ....
به چه دختر خوبی! ... اطلاعاتش رو خصوصی کرده ...با ی اسمه دیگه.... هر کار کنی من میشناسمت .... بقیه هم در آینده خواهن شناختت .... از روزی که اومدی فهمیدم خودتی ... اما تو ...!!! تو زمانی وارد زندگی من شدی که نیازداشتم به یکی که بشه بهش تکیه کرد .... اره تکیه دادم اما جنس تکیه گاهم رو نگا نکردم از شن بود ... تکیه که دادم به جایی که بتونم بلند شم فرو ریختی رو سره من ... تو همون کسی هستی که با خوبی اومدی جلو اما ...! ببین تو از هر دو رویی دورو تری .... اشکایی که ریختی این دفعه واقعا راس بود ... ینی قبلا همش دروغ بود! [فایل]
طرف منو با خاک یکسان کرد...منم کاری کردم که تجزیه شه.....جواب خوبی رو خوبی زیادی میدم و بدی رو بدی زیادی.....البته گذشت هم هس تو کارم...اما نه ازون..!!
چون دقیقا کسی بود که همه چیرو در مورد من میدونست.......اما سواستفاده کرد از حال بده من تو اون زمان.....الانم واسم داستان تعریف میکنه..... فک کرده منم باورم میشه حرفاش......
چون دقیقا کسی بود که همه چیرو در مورد من میدونست.......اما سواستفاده کرد از حال بده من تو اون زمان.....الانم واسم داستان تعریف میکنه..... فک کرده منم باورم میشه حرفاش......
دلم یک غریبه می خواهد بیاید بنشیند در کنارم و فقط سکوت کند ... من هـی حرف بزنم و بزنم و بزنم تا کمی کم شود این همه بار ... بعد بلند شود و برود ... نه نصیحتی نه ... ! انگار نه انگار که شنیده باشد و برود مثله همه...!!................... [فایل][فایل][فایل][فایل][فایل][فایل][فایل]
خدا رفتگان همه رو بیامرزه اونا محتاج ترن به دعا تا من ...!
دوستان قدره دوستاتون رو بدونین که ی روزی میرسه که جدا میشین (انشالله که واسه هیچکدومت نرسه .... اگه هم رسید مثله من نشین که ...)
هیچ چیز رو انقد بهش دل نبندین که اگه موندین تنها .... داغون شین و خودتون رو سرزنش نکنین ....... اینو از ی جوجه ای اخره پاییز داشته باشین !
میخواستم کاربری رو ببندم ولی با مخالفت دوستانی مواجه شدم که نمیخوام ناراحتشون کنم ........
ولی ی چن روزی نمیام ..... به قوله پسرخالم باید ریکاوری اساسی شی تو .... آره خودم به این نتیجه رسیدم خیلی وقته اما تنهایی نشد ..... باید خداهم کمکم کنه ....
امیدوارم که هیچ کدومتون از من ناراحت نشده باشین .... فقط درکم کنین اگه حرفی زدم و بهتون بر خورد دسته خودم نبوده .... ولی بازم من از همتون عذرخواهی میکنم
این پست دیشب باید زده میشد ولی به ی دلیلی نشد .....
به جای اون آهنگای بالا این آهنگی که واستون میذارم رو گوش کنین ..... تا حالا کسی بهم نگفته زشته این ...... و بهترین خاطره ها بااین آهنگ دارم و در کل زیباترین آهنگی که شنیدم
سلام به دوستان من اومدم ولی نه اون اومدنی که خودم میخوام ... فقط میام تو این پست به صورت مخفی ....... تو این پست میخوام بعضی از سختی هایی که دیدم رو بنویسم .... هر کدومتون اگه حرفای من ناراحتتون میکنه بزنین عدم رو(فقط تو خصوصی بگین به من که زدین) ..... چون نه دوس دارم کسی از حرفام ناراحت شه .... چون میدونم خودتون هم سختی هایی کشیدین تو زندگیتون ..... نمیخوام کسی واسم دلسوزی کنه .....موقعی که دلسوز میخواستم کسی نبود حالا هم تا عمر دارم نمیخوام !!
از اولشم نباید به کسی خطاب میزدم ...! به هر حال راحت باشین ... مطمئن باشین من ناراحت نمیشم ... چون دیگه اینا واسم طبیعی شده .... خوب فعلا ...
اگه فک میکنین من دلگیر میشم ازتون .... سخت در اشتباهین ... دیگه هیچی این دنیا واسم مهم نیس که بخوام ازش دلگیر بشم .... دلمو با این خاطرات به چی خوش کنم .... که بعد بخوام ازش ناراحت شم ... دریای من خیلی وقته خشکیده .... فقط مونده توش اسکلت کسایی که رفتن .... نمی خوام صد سال سیاه که پر شم و بعد خشک شم دوباره.... همینطوری خشک باشم خیلی بهتره ....
از هبچکدوم از شما 5تا انتظاری نیس ... فقط از 1 انتظار هس که خودش اولو آخره همه چی هس ...... خدایا حواست به من هس؟؟!!! ....
چن سال پیش ... یادت میاد که کیارو ازم گرفتی .... آره داره تاریخ لعنتی بهش میرسه ... 4 5 روزه دیگس .... اره 5 روز دیگه
تا 4شنبه که وقت داشته باشین واسه عدم زدن ...... باید برم داشگاه
در شهر می پیچد دوباره بوی گلا و اشکو شیون ..... تا شیشه ی عطره تنت را از خاک بیرون میکشم من ..... این ریشه های مانده در خاک ..... دلشوره طوفان ندارند ..... پایان این افسانه ها کو .... افسانه ها پایان ندارن ...! >>>انشاالله که غم تو دلتون خونه نکنه .... اگر کرد صاحب خونه با ی اراده قوی بیرونش کن ! ..... خداحافظ همگی
همین که لایق بودی که به حضورش پذیربتت از رو سفیدای عالمم رو سفیدتری
حرفاتون نشانه بزرگواریتون بود
موفق باشید و پیروز و سربلند و در سایه آقا سعادتمند
شب خوش
امشب مثلا یکم آروم شدم ولی با دیدن اینجا داغه دلم دوباره تازه شد ....... خدا رفتگان همه رو بیامرزه ..... و همچنین دوست خودم رو ........... و دوست شماهایی که داغدار شدین ........ خداحافظ همگی شب خوش ..... خدا خوبان رو میبره تا ما بدان باشیم نو این دنیای کثیف ...!
" اناالله و انا اليه راجعون" .... من که این شخصیت رو نمیشناسم ولی وظیفه خودم میدونم که وقتی مصیبتی واسه کسی پیش اومد ..... تنها کاری که از دستم بر میاد رو انجام بدم ..... خدا انشالله که با بزرگان ایشان رو قرین کنن و واسه بازماندگانش صبری جمیل از خدا طلب میکنم !
سامان؟
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 17 ساعت و 31 دقيقه قبلمیادش چند روز دیگه : )
آره دیگه پس کی؟!!!ایشالا...
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 17 ساعت و 26 دقيقه قبلخب دانشگاه میره! میادش حتما.
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 17 ساعت و 24 دقيقه قبلمیدونم...
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 17 ساعت و 20 دقيقه قبلگوشام تیزن .... ی عمری خواب بودم !
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 15 ساعت و 11 دقيقه قبل