شوهره شبِ یکشنبه دیر برمیگرده خونه از مهمونی زنش سرش داد میزنه میگه : اگه دو روز منو نبینی چه احساسی خواهی داشت ؟؟؟ شوهره خیلی خوشحال میگه : این خیلی عالی میشه ... دوشنبه گذشت و شوهره زنش رو ندید ... سه شنبه و چهارشنبه هم گذشت .... پنجشنبه , وَرمِ چشم شوهره کمی بهتر شد و تونست با گوشه چشمش زنش رو ببینه بله ما همچین زنایی داریم , چی فکر کردین
@✿.•*´BITA ✿.•*´
13 سال و 7 ماه و 23 روز و 9 ساعت و 20 دقيقه قبل