@✿.•*´BITA ✿.•*´ آخه دی شعور واسه چی دیدگاهتو میبندی میخواستم بگم اگه شعر و خاطره نداری بگی یه دهن برامون بخون شاد شیم از اینا ((آمنه چَشمه تو جامِ شَرابه منه... آمنه اَخمه تو رَنجو عَذابه منه... جونم زِ دَستِت آتیش گرفته مِهرِ تو از دل بیرون نرفته... دس دس دس دس اونکه با منو تومهربون نمیشه... نارفیقه اون همیشه... همــــــــــه جعفریـــــــــــا ........!!!! اينجا دوحختر پيهسرگاهطيه با همين لــــحــــن(حالا هم یه دستمال سفید وردارین با هم )
میدانم یکی از آن روزهای مبهم دور ، وقتی جلوی تلویزیون روی کاناپه لم داده ای... و احتمالا بچه هایت از سر و کولت بالا می روند... درست همان لحظه که قرار است احساس خوشبختی کنی... ناگهان یاد و خاطره ی من به سینه ات چنگ می زند...
@✿.•*´BITA ✿.•*´
13 سال و 7 ماه و 22 روز و 11 ساعت و 12 دقيقه قبل