samira
گفتنی ها کم نیست ....من وتو کم گفتیم. ..مثل هذیان دم مرگ از آغاز چنین درهم وبرهم گفتیم.
samira
همین که هستی کا[!]ت دور از من... بدون من چه فرقی میکند... از تو چیزی نمیخواهم همین که سربه سر رویاهایم نگذاری وسنگ به شیشه ...خوابم نزنی... کفاف یک عمر تنهاییم را میدهد... من که سر وته زندگیم را یک سنجاق بهم می آورد... چیزی شبیه به معجزه است وقتی هر شب به خیر میگذرد بی آنکه کسی به تو بگویید شب بخیر...
samira
اگر زنی را دوست داری ، دستانش را بگیر و او را محکم در آغوشت نگه دار. اگر زنی را دوست داری ، دل دل نکن ، بازی در نیاور، منتظرش مگذار ، با ایما و اشاره به او از خوش آمدنت حرف نزن زیرا او میفهمد به شیوه او – شیوه ای زنانه- عشق ورزیدن را یاد گرفته ای….یک زن به دنبال یک “مرد “است که بلد است قاطع و کله شق و قدرتمندانه زن را در بر بگیرد
samira
نگذار هرکسی از راه رسید با ساز دلت تمرین نوازندگی کند