سمیرا خوووووووووو پسرای محل مث من بدبخت بیچاره بودن پول نداشتن از این چیزا بخرن تو هم که می رفتی پز میدادی.........
باورتون نمیشه ولی تو خیابون راه می افتادیم خوب رو زمین رو نگاه میکردیم بعضیاشون که این درزش گشاد شده بود از رو دوچرخه در می اومد بعد ما از رو زمین برش میداشتیم و به زور می چپوندیم رو دوچرخمون
ای خداااااااااااا چقدر سر این چیزا دعوامون شد
چه کارایی که میکردیم
نزدیک 15 سال از عمرمو صرف دوچرخه سواری کردم
هیچ کس رو دستم نمی زدم