samsha(افتخار دنبالر)
ﭘﺎﯼ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﻟﻢ ﺩﺳﺘﻢ ﻧﺎﯼ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺩﻟﻢ ﻫﻢ ﺗﺎﺏ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﮕﻔﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﻣﺴﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﺳﺖ ﻭ ﯾﺎ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻓﺼﻞ ﯾﺦ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﮔﻮﯾﺎ ﺩﻝ ﻣﻦ ﻫﻢ ﯾﺦ ﺗﺮ ﺍﺯ ﯾﺦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺗﺎﺏ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﺎﻧﺪﻧﺶ ﻧﯿﺴﺖ ﭘﺎﯼ ﻣﻦ ﻫﻢ ﭘﺎﯼ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﭼﻨﺎﻥ ﺑﯽ ﻃﺎﻗﺘﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﻧﺒﻮﺩﺕ ﮐﻪ ﺟﺎﻥ ﻃﺎﻗﺖ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ
samsha(افتخار دنبالر)
یادت هست مادر؟ اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، کشتی؛ تا یک لقمه بیشتر بخورم یادت هست؟ شدی خلبان، ملوان، لوکوموتیوران میگفتی بخور تا بزرگ بشی آقا شیره بشی... خانوم طلا بشی و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم حتی بغض های نترکیده ام....♥
samsha(افتخار دنبالر)
دلم درد میکند انگار خام بودند خیال هایی که به خوردم داده بودی!
samsha(افتخار دنبالر)
دلم یک غریبه می خواهد بیاید بنشیند فقط سکوت کند من هـی حرف بزنم … … و بزنم و بزنم تا کمی کم شود از این همه بار بعد بلند شود و برود نه نصیحتی نه….. انگار نه انگار……..
samsha(افتخار دنبالر)
دلتنگم....اما تو را طلب نمیکنم..نه این که بی نیازم...صبورم!!!!
samsha(افتخار دنبالر)
((عشق)) یک حرف دروغ است که ((مجنون)) زد و رفت....
samsha(افتخار دنبالر)
ـعـ ـــادتــ کـــرده ايـــم !!! مــا بهـ تــحـمـل ـعـــادتـــ کـــرده ايـــم دلـ ــ ـم اتـــاقــي ميـــخـواهد تـا تمـــامـ تحـمـــلـم را گـ ـريهـ کـــنـم..
samsha(افتخار دنبالر)
تمام خوشبختـــی ام را در دستان عاشــقــَت میگذارَم ... همه دنیایـــَم را میبینَــم در چشمآن ِ قهوه ای رنگـــَت... و چهـ ساده چشــمانـــ ِ سیآهـــَمــ رنگـــ میبازَند در مقابل ِ پاکی ِ نگاهـــَت... دلــَم میخواهــَد چنان عاشــقانه نگاهــَت کنــَم تا همه دنیـــآ مات ِ نگاه ِ ما شوَد............!
samsha(افتخار دنبالر)
دل تنگـ ـــ ـى
تنها نصيب من بود
از تمام زيبايى هايت
samsha(افتخار دنبالر)
هر داشته ای را به نداشته ای نفروش،گاه اگر نداشته هایت را به دست آوری،حسرت داشته هایی را میخوری که ارزان فروختی...
samsha(افتخار دنبالر)
شاد بودنت را کف دستانم مینویسم تا هنگام دعا اولین آرزویم باشد.
samsha(افتخار دنبالر)
وقتي از درد به خود مي پيچيدم همسايه ها مي گفتند : چقدر قشنگ قر مي دهد ! ...و سالهاست که رقاص پر درد خيابانهام . . .
samsha(افتخار دنبالر)
پایانم نزدیک است... نبودنم را تمرین کن.