دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

samsha(افتخار دنبالر)

بپرس جواب بدم درباره »
samsha(افتخار دنبالر)
مرد
امتیاز: 5397

دنبال‌شدگان

(526 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(543 کاربر)

گروه‌ها

(26 گروه)

بازدید

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

پرسیدند : دوستش داری ؟؟ گفتم : دنیای من است ! گفتند : دوستت دارد ؟؟ گفتم : تنها سوال من است !!!

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

" خداحافظی ات " عجب خرابه ای به بار آورده! نگاه کن ... مدت هاست در تلاشند مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند!

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

همیشه از هرچیزی ترسیدیم سرمان آمد … بیا این بار از با هم بودن بترسیم …

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

هیسسسسسسسسسس … کمی آرامترتنها باش و بی صداتر بشکن ، آهسته تر سراغش را بگیر !!! ممکن است بیدارشود وجدان نداشته اش!

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

دل شما کاروانسرا نیست ، نگذارید دیگران وسط دل شما ، خستگی رابطه های قبلیشان را در کنند …

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

خدایا. . . یا نوری بیفکن یا توری ماهی کوچکت از تاریکی این اقیانوس میترسد

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

چه کرده ای با من که این روزها تــــو را فقط به اندازه ی یک اشتباه می شناسم ؟!؟!؟

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

دل من تنها بود … دل تو اما نه … آفرین بر دل پر مشغله ات … کز سر لطف با دلم بازی کرد ….

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

سلام

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

بای

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

هرکس به سهم خویش از دنیا چیزی برمیدارد ، من دست برداشتم ...

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

من اگه این قدر که به یاد تو باشم ،یاد خدا باشم،نیمی از بهشت مال من بود

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

هر شب بهانه ی تو را میگیرم/هر ثانیه با نبودنت در گیرم/حتی تو اگر به خاطرم تب نکنی/من یک طرفه برای تو میمیرم

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

دلم به کمارفته,برای مردنش دست به دعاشوید.....

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

نفسهايم بى تو بوى خاكستر سيگار پيرمردى را ميدهد كه به جوانى از دست رفته اش مى انديشد،اما نه،انگار در نبودنت پيرتر از پيرمردى شده ام كه در زير سايه عصايش نشسته و با خدايش حرفها دارد...