samsha(افتخار دنبالر)
کاش میدانستم؛ باید با چند ماه خداحافظی کنم و به چند خورشید سلام تا بیایی .... ؟
samsha(افتخار دنبالر)
در زندگیت به کسی اعتــــماد کن ، که به او ایمــــان داری نه احســاس . . .
samsha(افتخار دنبالر)
شکست آدمی که هنوز خود را پیدا نکرده ولی بدنبال نیمه گمشده خود است حتمی است . قبل از هر جستجویی، خودمان را پیدا کنیم ...
samsha(افتخار دنبالر)
هر لحظه بهانه تو را میگیرم هر ثانیه با نبودنت درگیرم حتی تو اگر به خاطرم تب نکنی من یکطرفه برای تو میمیرم…
samsha(افتخار دنبالر)
سر به بالا کنیم آسمان را می بینیم سر به زیر کنیم دل را می بینیم و هر دو راهی به سوی مقصد اند
samsha(افتخار دنبالر)
سخت ترین دو راهی: دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است. گاهی کامل فراموش میکنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی. و گاهی آن قدر منتظر می مانی که می فهمی زودتر از اینها باید فراموش میکردی.
samsha(افتخار دنبالر)
پنجره ، وا می شود ... پنجره ، بسته می شود ... پنجره ؛ وابسته می شود...!
samsha(افتخار دنبالر)
شریک زندگی ات را با دقت انتخاب کن. نود و پنج درصد خوشبختیها و بدبختی های زندگی ات ناشی از همین یک تصمیم خواهد بود
samsha(افتخار دنبالر)
جوش شیرین زدن را بهداشت، سال هاست که ممنوع کرده است. آخر جوش شیرین زدن شاطر ها، ظلم به عاطفه فرهاد است، اما این قانون بهداشت، لطف به غرور فرهاد نبود، اهمیت دادن به سلامتی مردم بود.
samsha(افتخار دنبالر)
ازدست دادن کسی که دوستش داریم خیلی دشواراست. اما اکنون به این نتیجه رسیده ام که کسی کسی را از دست نمیدهد؛ زیرا مالک آن نیست ، و این یعنی آزادی ، داشتن بهترینهای دنیا بدون آنکه صاحبشان باشی ...
samsha(افتخار دنبالر)
یادمان باشد در املای زندگی، همیشه برای محبّت تشدید بگذاریم؛
تا از دوستی و انسانیت حتی نیم نمره هم کم نشود ..
samsha(افتخار دنبالر)
گاه گاهی به یادت غزلی می خوانم/ تا نگویی که دلم غافل از آن عهد و وفاست/ خوب رویان همه گر بادل من خوب شوند/ خوبِ من، با همه خوبان, حساب توجداست!
samsha(افتخار دنبالر)
گاهگاهی که به یادت غزلی می خوانم ، * اشک مهمان دلم می گردد سفرش از ته دل تا کف دست ... چه کسی میداند؛ باز شاید سفری در پیش است ... و تمامی غزلهای جهان کاروانی شده اند ... ساربانش غم و صبر .
samsha(افتخار دنبالر)
وقتی خدا از پشت ، دستهایش را روی چشمانم گذاشت ، از لای انگشتانش آنقدر محو دیدن دنیا شدم که فراموش کردم منتظر است نامش را صدا کنم ...