دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

samsha(افتخار دنبالر)

بپرس جواب بدم درباره »
samsha(افتخار دنبالر)
مرد
امتیاز: 5397

دنبال‌شدگان

(526 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(543 کاربر)

گروه‌ها

(26 گروه)

بازدید

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

از بچگی به دیدن سریال های تلویزیونی علاقه داشتم. اما به طور عجیب و جالبی قسمت آخر اکثر سریالها رو نمی تونستم ببینم.... دارم به این فکر می کنم که شاید قسمت آخر سریال زندگی خودم روهم نبینم!!

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

یه سوال جدی...... اگه یه روز خدا بیاد تو اتاقت یا خونت چی کار میکنی؟؟؟ نگی که خدا از رگ به ما نزدیکتره و از ما دور نمیشه و از این حرفا . فکر کن از آسمون صاف اومده تو اتاقت چی کار میکنی و چی بهش میگی؟؟؟

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

آنجا که کشتن عاطفه فرهنگ میشود دلها برای مردن گل سنگ میشود من بیصدا به یاد خودم ساز میزنم آری دلم برای خودم تنگ میشود

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

کاش میشد همچو اواز خوش یک دوره گرد زندگی را بار دیگر دوره کرد...

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

من عاشق آن گلم که در بیابان عشق پژمرده شد ولی منت باران نکشید.

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

مرا یاد کن؛ آن دم که خدا را تلاوت می کنی شاید به صداقت قلبت من نیز اجابت شوم.

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

خدایا مرا ببخش به خاطر تمام درهایی که کوبیدم و خانه ی تو نبود...

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

آوای باد انگار آوای خشکسالی ست دنیا به این بزرگی یک کوزه سفالی ست. باید که عشق ورزید,باید که مهربان بود زیرا که زنده ماندن هر لحظه احتمالی ست.

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

حماقت عرضه نمیخواهد... حماقت تلاشی را هم نمیجوید حتی... حماقت یعنی روزگاری برای کسی می نوشتی که حتی زحمت اینجا آمدن و خواندنت را هم نمی کشید...

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

آنگاه که... ضربه های تیشه ی زندگی را بر ریشه ی آرزوهایت حس می کنی به خاطر بیاور که... زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است.@nargesi

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

من نه عاشق بودم، و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من، من خودم بودم و یک حس غریب، که به صد عشق و هوس می ارزید، من خودم بودم و دستی که صداقت می کاشت، گر چه در حسرت گندم پوسید، من خودم بودم و هر پنجره ای، که به سرسبزترین نقطه بودن وا بود، وخدا می داند، سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود، من نه عاشق بودم، و نه دلداده گیسوی بلند، نه آلوده به افکار پلید

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

بهش گفتم حقیقت رو بگو تا روشن شم وقتی حقیقت رو گفت کلا” خاموش شدم . ..

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

چه رسم جالبی ست ... محبتت را می گذارند پای احتیاجت صداقتت را می گذارند پای سادگیت سکوتت را می گذارند پای نفهمیت نگرانی ات را می گذارند پای تنهاییت و وفاداریت را پای بی کسیت..! و آنقدر تکرار می کنند که خودت باورت می شود اما باور نکن نه تنهایی، نه بی کس و نه محتاج ...

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

سلام

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

اولین روز بارانی را به خاطر داری!!غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دومین روز بارانی چطور؟پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.