sara
گاهی بعضی دوستان با رفتاراشون ادمو خورد می کنند
sara
بیچاره آهویی که صید پنجه ی شیری است /بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی /اکنون ز تو با نا امیدی چشم می پوشم /اکنون ز من با بی وفایی دست می شویی /آیینه خیلی هم نباید راست گو باشد/ من مایه رنج تو هستم، راست می گویی .../فاضل نظری
sara
قبول کن از این تلخ تر نخواهم دید
sara
چوگلدان خالی لب پنجره...پرتزخاطرات ترک خورده ایم
sara
ما را در این مقایسه بی آبرو مکن
sara
سعدی ز کمند خوبرویان... تا جان داری نمیتوان جست... ور سر ننهی در آستانش... دیگر چه کنی؟ دری دگر هست؟
sara
دیگر از راه دور با حسرت /اسمتان را صدا نخواهم کرد/ سر سجاده مثل مادر خود /یارضا یا رضا نخواهم کرد
sara
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت /ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت/ ما بیخبر شدیم که دیدیم حسن او/ او خود ز حال بیخبر ما خبر نداشت... /خاقانی
sara
من و تو رود شدیم و جدا شدیم از هم ...من و تو کوه شدیم و نمی رسیم به هم... بیا شویم چو خاکستری رها در باد.... من و تو را برساند مگر نسیم به هم... /فاضل نظری
sara
از این پس هرکه نام عشق را آورد نامرد است...
sara
بخند! گرچه تو با خنده هم غمانگیزی...
dooseshoon daraam
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 39 دقيقه قبلنههههههههههه
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 38 دقيقه قبلkhoodam ye marmolak negah midaram
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 37 دقيقه قبلواقعا که
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 22 دقيقه قبل
mochaker
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 23 ساعت و 25 دقيقه قبل