سارا
توسط موبایل
محبت از درخت آموز که از سرهیزم شکن سایه اش را بر نمی دارد
سارا
توسط موبایل
کاش مهدی به جهان چهره هویدا میکرد گره از مشگل پیچیده ی ما وا میکرد کاش با آمدنش از ره مهر قبر مخفی شده فاطمه پیدا میکرد
سارا
توسط موبایل
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
سارا
توسط موبایل
آرام تر سکوت کن صدای بی تفاوتی هایت آزارم می دهد
سارا
توسط موبایل
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی شوی که ببینی چه میکشم با عقل آب عشق به یک جوی نمی روند بیچاره من که ساخته ی آب و آتشم
سارا
توسط موبایل
به روزها دل مبند روز ها به فصل که میرسند رنگ عوض میکنند با شب بمان شب گر چه تاریک است لیکن همیشه یک رنگ است
سارا
توسط موبایل
عافیت را برای دیگران بخواه تا نصیب تو شود
سارا
توسط موبایل
افسوس که صدای خش خش لحظات عمر را زیر پای خود نمی شنویم
سارا
توسط موبایل
مترسک گفت:ای گندم تو گواه باش که مرا برای ترساندن آفریدی اما من عاشق پرنده ای بودم که از ترس من ازگرسنگی مرد
سارا
توسط موبایل
می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش گرچه تو تنها تر از ما میروی آرزو دارم ولی عاشق شوی
سارا
توسط موبایل
من همان گمشده ی این خاکم بخدا عاشق قلبی پاکم
سارا
توسط موبایل
دل من غرق عشق تو بود پس چرا ؟
سارا
توسط موبایل
گاه نمی دانم که چه پیامی را بهانه کنم تا از حاله آن کسی که دلم با اوست با خبر شوم این بار دلتنگی را بهانه کردم فردا چه؟