پسر:عشقم 1 عکس خوشگل از خودت واسم بفرست دختر:چشم ولی تو هم محض احتیاط 1 عکس از خواهرت بهم بده عجقم (شیطون سر پا ایستاد!! سیگارشو خاموش کرد و کف مرتبی به افتخار دخترک زد) پسر بدون معطلی عکس اون یکی دوست دخترشو فرستاد (بیچاره شیطون رو آورد به مصرف موادمخدر وشیشه) دختر:وای مرسی عزیزم الان عکسمو واست ایمیل میکنم و عکس دوستشو فرستاد پسرک خوشحال وقتی ایمیلشو بازکرد عکس خواهرشو دید!! (هیچی دیگه... داستان این چت باعث شد شیطون ادامه تحصیل بده! بعدازظهرا هم چندتا کلاس تقویتی گرفته!
زن عموم همیشه غرغر میکرد و میگفت: چرا مهریه من 14 تا سکه بیشتر نیست، عمومم نیشخند میزد، لم میداد رو مبل ،میگفت: اگر ناراحتی بدم بری! الان چند وقته ماشالا عموم کدبانو شده . . . ظرف میشوره، غذا میپزه، جارو میکشه . . . تا یکم غر میزنه، زن عموم نیشخند میزنه، لم میده رو مبل میگه : اگر ناراحتی مهریمو بده برم
یه روز در اتوبوس بودم زن و شوهری بودند که خانومه آرایش غلیظی کرده بود به طوریکه همه نگاهها را متوجه خودش کرده بود یه پسر جوون با جرات رو به خانومه کردو گفت من از رنگ لبت خوشم نمی یاد میشه رنگشو عوض کنی شوهر خانومه عصبانی شد و گفت مرد حسابی این چه حرفیه که میزنی؟ پسر جوون گفت این خانوم برا ی ما آرایش کرده اگه برا شما بود تو خونه ارایش میکرد
عجب..........
13 سال و 3 ماه و 19 روز و 4 ساعت و 26 دقيقه قبل