سارا
توسط موبایل
چند روز پیش دستم سوخت داشتم هی فوتش میکردم داداشم بهم گفت دستت سوخته؟ گفتم پ ن پ گرمش شده دارم فوتش میکنم خنک بشه
سارا
توسط موبایل
خدایا بگو من چه گناهی در حقت کرده بودم که این جور باید پس میدادم
سارا
توسط موبایل
بای ما دیگه بریم لالا شبتون پر از رویا باشه
سارا
توسط موبایل
سلامی چو بوی خوش نم کولر سلامی به گرمی آفتاب در خرداد ماه
سارا
توسط موبایل
تو فرشته ای برای این دل خسته ام بودی توای آرام جانم دوستت دارم
سارا
توسط موبایل
از شهر تو من رفته ام کوله بارم را بسته ام بی فکر فردا با خود تنها عبار جاده ها منم
سارا
چندوقت پیش که هنوزمدرسه میرفتم داشتم برمیگشتم خونه نزدیک خونمون یه دبستانه گودزیلاهام تازه تعطیل شده بودن...دوتادخترگودزیلا(بخدااندازه ی هسته خرمابودن)دست هموگرفته بودن میرفتن گودزیلای 1:میگم ساراچیکارکنم جوابشوبدم؟؟ گودزیلای 2:مگه دیوونه ای که جوابشوندی؟!عشق یه باردرخونه ی آدمومیزنه!! منo-O سارا(: گودزیلا(: اینابچه هستن عایا؟؟!!اونوقت من تاپارسال می نشستم جلوپنکه دستی می گفتم آآآآآآ صدام عوض میشدکلی ذوق میکردم!!