دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سارا
زن - متاهل
امتیاز: 2187

دنبال‌شدگان

(215 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(388 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

سارا
سارا

دیروز را درانتظارباران نشستم وامروز..... تشنه ترازهمیشه منتظرمیمانم.... شایدفردا لایق قطره ای باران باشم... شایدقطره ای باران ازسوی خدا جان دیگری به قلبم بخشد.

این ارسال را بازنشر کرده است.
سارا
سارا

دشمنی که صادقانه کینه ورزی کند بهتر از دوستی است که مخفیانه تحقیرم کند

سارا
سارا

نابینا گفت: دوستت دارم ماه گفت: تو كه منو نمی بینى پس چطورى دوستم دارى؟ نابینا گفت: اگر مى دیدمت عاشق زیباییت مى شدم. اما الان كه نمى بینمت عاشق خودت شده ام...

این ارسال را بازنشر کرده است.
سارا
سارا

خوب ما دیگه بریم خوش باشین بای تا فردا کسی و اذیت نکنینااااااااااااااااااا

سارا
سارا

ارزشمندترین جاهایی که در دنیا میتوان در آن حضور داشت در فکر کسی در دعای کسی در قلب کسی

این ارسال را بازنشر کرده است.
سارا
سارا

زندگی، چیزی جز مبارزه میان عاطفه و عقل نیست.

سارا
سارا

هر روز که میگذره شکسته تر میشم

سارا
سارا

بی حوصلگیہایم را ببخش،بدخلقیہایم را فراموش کن،بی اعتنائیہایم را جدی نگیر...در عوض من ترا میبخشم کہ مسبب ھمہ ی اینہاۓ!!!

سارا
سارا

احمق بودن درست از جایی شروع میشه که میگی “این با بقیه فرق داره”.

سارا
سارا

من و دخترداییم هم سنیم ، تو دبیرستان من ریاضی میخوندم ، دخترداییم تجربی. زنگای تفریح با هم بودیم... دختردایی ینی آخر شیطنت بود اون موقع ها، سوم دبیرستان با هر ترفندی بود با پسر سرایدار مدرسمون دوس شد اخه پسره خیلیی خوش قیافه بود .. هیچی دیگه پسره شبا کلید مدرسرو کش میرفت میومد از تلفن دفتر مدرسه زنگ میزد به دختر داییم یه 2.3 ساعتی باهم میحرفیدن .. یه بارم پسره نمره ریاضی دخترداییمو که کم شده بود چن نمره زیاذ کرد^_^ هم چین فک و فامیلای شیطون و باهوشی دارم من ...;-)

سارا
سارا

اولین بارکه میخاستم بامخاطب خاصم حرف بزنم زنگ که زد صدای ضبطوزیادکردم دروقفل کردم رفتم تو کمد .... چاره داشتم تونل زیرزمینی هم میزدم ....

سارا
سارا

غمگین بودم که چرا کفش ندارم ، عابری را دیدم که پا نداشت !

سارا
سارا

رفتم یه مغازه که فروشنده یه خانوم جوان بود! برگشته میگه پسرم چی میخوای کلا چار یا پنج سال ازم بزرگتر بود .ینی 5 سالگی ازدواج کرده ؟میشه ؟ هیچی دیگه منم بعد کلی خرید آخرش گفتم مامان من پول نمیدم. مادرو پسر که این حرفارو ندارن بعدشم خدافظی کردم رفتم.خوب عزیزه من احساس مادری نکن (

این ارسال را بازنشر کرده است.
سارا
سارا

زنه شوهرش رو واسه نماز صبح بیدار کرد شوهر گفت بذار کمی دیگه بخوابم بعدا قضا می خونم . زن گفت نمیشه شرع گفته نماز رو باید به وقت خودش بخونی. مرد گفت ولی شرع گفته میتونین تا چهار تا زن هم داشته باشین. زن گفت بخواب عزیزم هروقت خواستی نمازت رو قضا کن، خدا خیلی بخشندست!