سارا
توسط موبایل
پرسید چقدر فاصله هست ؟گفتم به کجا ؟گفت: به خلوتگه دوست گفتم: مگر فاصله میبینی بین دل و آن کس که دلم منزل اوست
سارا
توسط موبایل
اگه سر خاکم اومدی دیدی به احترامت بلند نشدم از سکوتم بفهم خاک پات شدم
سارا
توسط موبایل
اسیر فصل خزان گردد عمر آنکس که دمی اسیر اشک کند چشمان مهربان تو. را
سارا
توسط موبایل
گوشه تا گوشه ی صحرا تو باش شیر ها خاطرشان هست که آهوی منی
سارا
توسط موبایل
کاش فاصله ها اجازه می دادند وقتی قلبها به یادهم می تپند در کناره هم باشند
سارا
توسط موبایل
به سلامتی اونایی که تا یادشون نکنی یادت نمی کند
سارا
توسط موبایل
عاشق هر. کس شدم او شد نصیب دیگری دل به هر. کس دادم او هم زد به قلبم خنجری من سخاوت دیده ام دل را به هر کس میدهم شرم دارم پس بگیرم آنچه را بخشیده ام
سارا
توسط موبایل
درد دارد کسی را که با وجودت جمع میکنی مجبور باشی کسرش کنی
سارا
توسط موبایل
شاید قانون دنیا همین باشد تو. صاحب آرزویی باشی که شیرینی تعبیرش از آن دیگریست
سارا
توسط موبایل
آموختم کسی رو که یادم نمی کنه یادش کنم شاید او تنها تر از من باشد
سارا
توسط موبایل
آدمها دسته اند:اولین گروه آدمهای بزرگ درد دیگران را دارند دومین گروه آدمهای متوسط درد خودشان را دارند و سومین گروه آدمهای کوچک که بی دردند
سارا
توسط موبایل
همین مسیر را مستقیم که بروی میرسی به دوراهی یک راه به من ختم میشه آن دیگری به ختم من
سارا
توسط موبایل
اگه بیراه نباشه جاده معنی نداره مثله اینه که اگه بد نباشه خوب معلوم نمیشه
سارا
توسط موبایل
در خیال من بمان اما خودت برو آنکه در رویای من است مرا دوست دارد نه تو