سارا
اگه میتونستی یه اس ام اس به خدابزنی چی مینوشتی؟
سارا
[!]ااااااااااااا مدیونتم اگه دروغ بگم بچه که بودم وقتی کارتون با خانمان رو نگاه میکردم منظورم تیتراژه شروعش هاااااااااااااا بعدش میدویدم تو کوچه دنبال این قاصدکا میگشتم تا منم پرواز کنم ما کجا با این عقلمون و این دهه هشتادیا کج
سارا
دیشب واس دخترخالم که سی وسه سالشه بعد مدتها یه خواستگار اومد،اونم چی،یه آقای باشخصیت و پولدار و تحصیلکرده!!!چه ذوقی داشت بنده خدا مام 3تایی از چند ساعت قبل رفتیم تو کمد دیواری رختخوابا نشستیم تا هروخ اومدن دوتایی حرف بزنن طرفو ببینیم.آغا نمیدونم این در کمد لامصب چطور یهو باز شد وما سه تایی با رختخوابا فرود اومدیم وسط اتاق.خواستگارا که فرار کردن هیچی دیگه ما الان تو مرز ترکیه ایم دخترخالم با تفنگ دنبالمونه:
سارا
گوشیمو سایلنت کردم، رو میز میلرزه … میگه داره زنگ میخوره ؟!؟! پَ نه پَ خربزه خورده فکر اینجاشو نکرده
سارا
گوشیمو سایلنت کردم، رو میز میلرزه … میگه داره زنگ میخوره ؟!؟! پَ نه پَ خربزه خورده فکر اینجاشو نکرده
سارا
به مامانم میگم : مامان جورابای من رو تخت بود چیکارشون کردی ؟ میگه : چه میدونم حتما گذاشتی تو [!]بوکت
سارا
زندگي به من آموخت هيچ چيز از هيچكس بعيد نيست..
سارا
ضربان قلب انسان به او می گوید که زندگی دقیقه ها وثانیه هاست..
سارا
چندوقت پیش که هنوزمدرسه میرفتم داشتم برمیگشتم خونه نزدیک خونمون یه دبستانه گودزیلاهام تازه تعطیل شده بودن...دوتادخترگودزیلا(بخدااندازه ی هسته خرمابودن)دست هموگرفته بودن میرفتن گودزیلای 1:میگم ساراچیکارکنم جوابشوبدم؟؟ گودزیلای 2:مگه دیوونه ای که جوابشوندی؟!عشق یه باردرخونه ی آدمومیزنه!! منo-O سارا(: گودزیلا(: اینابچه هستن عایا؟؟!!اونوقت من تاپارسال می نشستم جلوپنکه دستی می گفتم آآآآآآ صدام عوض میشدکلی ذوق میکردم!!
سارا
بی حوصلگیہایم را ببخش،بدخلقیہایم را فراموش کن،بی اعتنائیہایم را جدی نگیر...در عوض من ترا میبخشم کہ مسبب ھمہ ی اینہاۓ!!!
ســـــلام ...
13 سال و 3 ماه و 12 روز و 13 ساعت و 7 دقيقه قبلسلام سارا جون
13 سال و 3 ماه و 12 روز و 13 ساعت و 5 دقيقه قبلسلام مرسی از لطفتون
13 سال و 3 ماه و 12 روز و 13 ساعت قبل


13 سال و 3 ماه و 12 روز و 13 ساعت قبل


13 سال و 3 ماه و 12 روز و 12 ساعت و 50 دقيقه قبل