سارا
چندوقت پیشا یه خانمی زنگ زد خونمون واسه خواستگاری از من برا پسرش. مامانم بهشون گفت اجازه بدین با باباش مشورت کنم [!] چند روز گذشت اونم اصلا زنگ نزد حالا بابام چپ میره راست میره میشینه میگه عجب خواستگار سمجی داشتیا پوستمون کنده شد تا ردشون کردیم.........!!!!!!خداییش شما بگید فک و فامیله من دارم؟؟
سارا
خوب دیگه من باید برم خوش باین فقط این چند روزی و چطوری بدونه نت سر کنم
سارا
نمیگم مال من باش .. نمیگم کنارم باش... حتی نگفتم با این و اون نباش... فقط گفتم اگه کسی دلت رو شکست ... به یاد اونکه دلشو شکوندی باش همین..
سارا
به نام زندگانی حرامم شد جوانی
سارا
کوتاه میگُویَم** دوستــَتـــ دارَم**اما از دوست داشتَنَتـــ کوتاه نمی آیــَم