سارا
دنیا کمتر فن هایت را روی من پیاده کن! خوب به تنم نگاه کن... جای به جایش کبود است! روحم را ببین,زخمیست پس بی خیال من باش فقط برای لحظه ای.
سارا
زندگی مملو از بالا و پایین است رمزش آن است که در بالاها لذت ببریم و در پایین ها شجاع باشیم و استوار
سارا
محبت زیادی، همیشه آدمها را خراب می کند گاهی آدمها می روند نه برای اینکه دلایل ماندنشان کم شده بلکه به این دلیل که آنقدر کوچکند که تحمل حجم بالای محبت تو را ندارند او که رفتنی است، بگذار برود .
سارا
سخته وقتے میدونے سختیا با بودن یکے دیگه , دیگه سختی نیست و اون نیست / ... رفت خیلی راحت رفت صداے قلبمم نشنید صداے خورد شدنشو ... شایدم چون برگاے پاییزے زیر پاش بود صدا رو نشنید ! شاید دلیل نشنیدنش فریاد هاے من بود که میگفتم نرو !
سارا
اگر زنی را دوست داری ، دلش را محکم بدار و زیر پایش را خالی مکن
سارا
سعی کن انقدر کامل باشی که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران گرفتن خودت از آنها باشد
سارا
دنیا آنقدر وسیع است که به اندازی تمام آدمها جا دارد پس تلاش کن جای خودت را پیدا کنی نه شبیه کس دیگری شوی
سارا
لعنت به کسی که وقتی بهش محبت میکنی فکر میکنه بهش احتیاج داری
سارا
بـآ احـتـیـآط عـآشـق شـویـد ... جـدآیـی خـبـر نـمـیـکـنـد .
سارا
عشق یعنی آنجا که دهانها جسارت گفتن ندارند قلب ها می زنند زیر آواز
سارا
امروز خاطراتت را سوزاندم اما بوی خوش هیزمش بیقرارم کرد
سارا
قرارمان یک مانور کوچک بود… قرار بود تیرهای نگاهت مشقی باشد… اما ببین، یک جای سالم بر قلبم نمانده است
سارا
خسته ام از نوشتن کاش بودی و میشد شـ ِـ کـ ـ ـســ ــتـ ــ این سکوتِ سنگین را
واو آفرین آخون هوراااااااااا بلاخره یکی پیدا شد که این دنا یه چیزی بگه
13 سال و 3 ماه و 24 روز و 12 ساعت و 31 دقيقه قبل