قابل توجه دوستان عزیز از هفته اینده ختم قران بصورت هفتگی . بصورت حزبی انجام می شود تا بتوانیم با کمک شما دوستان قران را بصورت کامل ختم کنیم..از علاقمندان تقاضا می شود در قسمت دیدگاه اعلام امادگی و ثبت نام کننددر غیر این صورت به درخواستشان ترتیب اثر داده نخواهد شد.. تا بصورت هفتگی و رندم برایشان ارسال شود..باتشکر...مدیریت ختم قران
به نام #دست ِ از تن جدایش .. به نام #چشم دل فریب #سقا .. به نام آن #سر ز ِ تن جدایش .. به نام پرچم زمین فتاده .. به نام #ابروی شکسته ی او .. // بگو رفیق ِ خسته : #یااباالفضل .. // 133 مرتبه .. (هرکی میخواد برا دوستش #خطاب بزنه شاید با یه #یـااباالفضل گره ی کار اونم باز شد .. )
کربلا کعبه عشق است منم در احرام...شد در این کعبه عشاق دوتا تقصیرم...دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد...چشم من دید در آن آب روان تصویرم...حال این دیده و این دست دهم قربانی...تا که تکمیل شود حج من و تکبیرم....قربون دستات #یااباالفضل دستمو بگیر
اصغر که به سوز تشنگی تاب نداشت یک لحظه زکثرت عطش خواب نداشت
مظلوم نبود کس چو عباس حسین سقا شده بود، جرعه ای آب نداشت
برگشت زجبهه کودک عاشورا زیبا گوهر مشبک عاشورا
فریاد بلند نفرت از دشمن داشت قنداق شهید کوچک عاشورا
یکى از فرزندان امام حسین (ع) که شیر خوار بود و از تشنگى، روز عاشورا بى تاب شده بود. امام، خطاب به دشمن فرمود: از یاران و فرزندانم، کسى جز این کودک نمانده است. نمی ببینید که چگونه از تشنگى بى تاب است؟ در”نفس المهموم” آمده است که فرمود: ” ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطفل”در حال گفتگو بود که تیرى از کمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم على اصغر (ع) را درید. امام حسین(ع) خون گلوى او را گرفت و به آسمان پاشید.
در کتابهاى مقتل، هم از”على اصغر”(ع) یاد شده،هم از طفل رضیع (کودک شیرخوار)و در اینکه دو کودک بوده یا هر دو یکى است، اختلاف است.
در زیارت ناحیه مقدسه، درباره این کودک شهید، آمده است: “السلام على عبد الله بن الحسین، الطفل الرضیع، المرمى الصریع، المشحط دما، المصعد دمه فى السماء، المذبوح بالسهم فى حجر ابیه، لعن الله رامیه حرملة بن کاهل الاسدى”. و در یکى از زیارتنامه هاى عاشورا آمده است:” و على ولدک على الاصغر الذى فجعت به” ز این کودک،با عنوانهاى شیرخواره، شش ماهه، باب الحوایج، طفل رضیع و…یاد می شود و قنداقه و گهواره از مفاهیمى است که در ارتباط با او آورده می شود.
على اصغر را باب الحوائج می دانند،گر چه طفل رضیع و کودک کوچک است، امّا مقامش نزد خدا والاست.
نقل شده: که روزی (کمیت) شاعرمعروف به حضور حضرت صادق علیه السلام رسید،
حضرت فرمود:
یا کُمَیتُ اَنشِدنی فی جَدِّیَ الحسین (ع) فَلما اَنشَدَ کُمَیتُ اَبیاتاً فی مُصیبه الامام علیه السلام بَکیَ الامام بُکاء ًشدیداً وبَکَت النِّسوه و اهل حریمه وصَحنَ فی حجرا تهن
کمیت ! درباره جد ما حسین (ع) شعری بگو، همزمان با سرودن شعر، امام صادق به شدت گریه کرد با نوان وا هل خانه نیز در اتاق خودشان ناله زدند واشک ریختند.
اِذ خَرجت جارِیَه مِن خَلفِ الَّستر مِن حُجَرات الحَرم وفی یَدِها طفلٌ صغیر رَضیعٌ فَوَضَعَته فی حِجرِ الاِمام فاَشتَدَّ حینئذٍ بُکاء الامام فی غایهِ الاِشتداد وعَلا صَوته الشریف و عَلَت اَصواتُ النِّساء الطاهرات خلف الاَستارِِمِن الحجرات
در این زمان بانویی که کودک شیر خواری به دست داشت از اتاق بیرون آمده و کودک را در دامان امام علیه السلام قرارداد، گریه امام این بار بیشتر شده وصدای شریفشان بلند شد وبانوان در خانه نیز به صدای بلند گریستند.
ظاهرأ منظور از این کار یا دآوری شهادت علی اصغر وسنگدلی قاتل وی حرمله بن کا هل اسدی بوده است.
تلخ تر از مرگ
مرحوم حا ئری ما زندرا نی در کتاب معالی السبطین آورده که:ازبقرا ط حکیم پرسیدند در ذائقه ا نسان چه چیزی ازمرگ تلخ تر است؟
گفت:تلخ تر از مرگ در ذائقه ا نسان کریم این است که از شخص لئیم حاجتی بخوا هد
فَما حال الحسین الکریم بن الکریم حینَ رَفع رَضیعَه علی یَدیه و طَلب لَه جُرعَه مِنَ الماء مِن اللؤماء اللُّعَناء اَهل الکوفه
پس چگونه بود حال حضرت حسین، این کریم فرزند کریم آن زمانی که کودک شیر خوار خود راروی دو دست بلند کرد و برایش جرعه آب ،از کوفیان پست ولعنت شده خواست
وَلَمّا رَأی الحُسین علیه السلام مَصارِعَ فَتَیانِهُ وَاَحَِبَّته عَزَمَ علی لِقاءِ الْقَوم بِمُهجَته و نادی هَل مِن ذابٍّ یَذُبُّ عَن حرم رسول الله صلی الله علیه وآله، هَل مِن مُوحِّد یَخافُ الله فینا، هَل مِن مُغیثٍ یُغیثُنا یَرجُو الله بِاِ غاثَتِنا هَل مِن مُعین
یَرجوا ما عِندِ الله فی اعانَتِنا ، فَارْتَفعت اَصوات النِّساء بِالعَویل فَتَقَدَّم اِلی بابِ الْخَیمه و قال لِزینَبَ ناوِلینی وَلَدیَ الصَّغیرَ حَتّی اُوَدِّعه فَأخَذَه واَو ما اِلَیه لِیُقَبِّله فَرَماهُ حَرمَلهُ بنُ الکاهِلِ الاَسَدی لَعنَه الله تعالی بِسَهم فَوقع فی نَحرِه فَذَبَحَهُ، فَقال لِزِیْنَب خُذیهِ ثُمَّ تَلَقّی الدَّمَ بِکَفَّیه فَلما اِمْتَلأتا رَمی بِالدَّمِ نَحْوَ السَّماءِ ثُم قالَ هَوَّن علی ما نَزَلَ بی اَنَّهُ بِعَین الله.
با به شهادت رسیدن جوانان بنی هاشم ویاران حضرت حسین علیه السلام، امام خود، با تمام وجود برای رزم با دشمن، به سویشان رفت در حا لیکه با نگ می زد:آیا مدافعی هست که از حرم رسول خدا صلی الله علیه وآله دفاع گند؟آیا موحدی هست که به خا طرما از خدا بترسد؟ آیا فریاد رسی هست که با امید به خدا به فریادما برسد؟آیا یاوری هست که با امید به آنچه در نزد خداست به یاری ما بشتابد؟ در این هنگام از میان بانوان در خیمه شیونی بر خاست پس امام علیه السلام به کنار خیمه رفته وخطاب به زینب فرمود کودکم را بیاور تا با او خدا حا فظی کنم
حضرت کودک را گرفت تا ببوسد در این زمان حرمله بن کاهل اسدی لعنه الله علیه به سوی او انداخت تیر به گلویش نشست وآن را برید پس حضرت به زینب فرمود او را بگیر. سپس خون را در هردودست جمع کرده و به سوی آسمان پاشید وفرمود:آنچه بر من وارد آمد برایم آسان است، چون در محضر خدا است.
قالَ الْباقِرُ عَلیه السلام : فَلَم یَسقُط مِن ذلکَ الدَّمِ قَطرَه الی الارض
حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمود: که قطره ای از آن خون بر زمین نیفتادو
وقال اِبنُ نما: ثُم حَمَلَه فَوَضَعه مَعَ قَتلی اَهْلبَیته
سپس امام علیه السلام علی اصغر را برده ودر کنار شهدای بنی هاشم قرار داده.
شهادت علی اصغر به روایت ابی مخنف
زمانیکه حضرت امام حسین (ع) با ام کلثوم در باره علی اصغر سخن می گفت او عرض کرد قدری آب برایش تهیه کن
حضرت طفل را گرفت وسوی مردم بردوفرمود:شما برادرم و فرزندا نم ویارا نم را کشتید وغیر از این طفل کسی با قی نمانده ، او مثل ما هی از آب جدا شده می ماند شربتی از آب به وی بدهید.
طفل از این گوش تا آن گوش گلویش بریده شد آنگاه طفل را بر گرداندو خون بر سینه اش جاری بود، در خیمه گذاشت و مطالبی فرمود که حاکی از شکایت مردم به خداوند متعال بود.
در زیارت ناحیه مقدسه، درباره این کودک شهید، آمده است: “السلام على عبد الله بن الحسین، الطفل الرضیع، المرمى الصریع، المشحط دما، المصعد دمه فى السماء، المذبوح بالسهم فى حجر ابیه، لعن الله رامیه حرملة بن کاهل الاسدى”. و در یکى از زیارتنامه هاى عاشورا آمده است:” و على ولدک على الاصغر الذى فجعت به”
میخوام یه ختم قرآن برای یک دنبالری سفر کرده و سلامتی یه دوست عزیز برگزار کنم ، هرکی دوست داره بیاید اعلام آمادگی کنید لطفا اطلاع رسانی کنید و گزارش هم ندید ختم قرآن برای همه رفتگان به خصوص برای نرگس و برای سلامتی رزیتا بخونید (پست ویرایش شد )
وقتی #دلت خسته شــد ، دیگر #خنده معنایی ندارد. #فـقـط می خندی تا دیگران ، #غم آشیانه کرده در چشمانت را #نـبـیـنـنـد ! وقتی دلت #خسته شــد ، دیگر حتی اشکهای #شبانه هـم آرامت نمی کنند. #فـقـط گریه می کنی چون به گریه کردن #عادت کرده ای ! وقتی #دلت خسته شــد ، دیگر #هیچ-چیز آرامت نمی کند به جز #دل-بریدن و #رفتن ...
بابام اومده زده پس فرقم میگه همه رفتن مدرسه تو چرا نمیری؟ گفتم بابا من ترم پیش فوق لیسانس گرفتما یکم فکر کرد باز زد پس فرقم گفت پس چرا سر کار نمیری؟:O ... گفتم پدر من نزن ،دنبال کارم؛گیر نمیاد! باز زد پس سرم ؛دیگه اشک تو چشمام حلقه زد؛ میگه اگه رشته تحصیلیت خوب بود الان کار داشتی! خواستم فقط بره دیگه نزنه گفتم بله باباجون حق با شماست! باز زد پس فرقم گفت خودتو مسخره کن بعدم رفت. من خوب پدر من دلت تنگه زدنه چرا بهونه میاری؟بیا بزن زود برو دیگه.
کسی اینجا یک چسب زخم پیدا نکرده ؟؟؟ کمی خونیه .... رو قلبم بوده افتاده ..نمی دونم کجاست ...نسیم پاییزی میخوره به زخم قلبم میسوزه ...هر کی دیدش خبر بده .مر30.
نــآیــــس ! . . .
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 12 ساعت و 40 دقيقه قبل: )
آری نایس است.بسیااار
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 12 ساعت و 37 دقيقه قبل