دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

sayeh

هستی ام را به آتش کشیدی سوختم من ندیدی ندیدی...مرگ دل آرزویت اگر بود مانده بودی اگر میشنیدی.. درباره »
sayeh
زن - مجرد
امتیاز: 1568

دنبال‌شدگان

(152 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(327 کاربر)

گروه‌ها

(42 گروه)

بازدید

sayeh
sayeh

مادرم می گفت : دوستانت را ببین ، همه به جایی رسیده اند … نمیدانست ، منتظر نشسته ام تا به تو برسم … !!! .

این ارسال را بازنشر کرده است.
sayeh
sayeh

گنجشک میخندید به اینکه چرا هرروز بی هیچ پولی برایش دانه میپاشم ... من` میگریستم` به` اینکه` حتی` اوهم` محبت` مرا` از`سادگی ام ` میپندارد `

sayeh
558610_308797309217655_1247420052_n.jpg sayeh

عید همگی مبارک..

sayeh
sayeh

تو که نباشی … میان سر به راهی و رو به راهی … هیچ کدام نیستم … آواره ام !

sayeh
sayeh

کاش داشتنت به راحتی دوست داشتنت بود …

sayeh
sayeh

من که هستم؟ (حتما بخوانید) ...دیدگاه..

sayeh
sayeh

گاهــی فکـر میکنم کــار تـــو “ســـــخــــت تر” از مـــن است !!مـن یـــــک دنـــیا دوستت دارم …و تو زیر بـار این همــــه عشـــــق قــــد خـم نمیکنی ..

sayeh
sayeh

زن ظریفه نه ضعیفه....!!! ضعیف اون مردیه که یک ساعت نمیتونه چشم ودلش رو نگه داره ...!!

sayeh
sayeh

بعضی آدم‌ها ،فقــط یـک اسم‌ اَنــد ...در شنـاسنــامـه‌ی تـــو ......بعـضـی اســـم‌هــا ،امّـــا ...شنـاسنـامــه‌ی تــــو اَند ...!.

sayeh
sayeh
توسط پیامک

خدایا حواست هست؟صدای هق هق گریه ام از همان گلویی است که تو از رگ گردن به آن نزدیکتری

sayeh
sayeh

ای خداوند آسمانت متری چند؟دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد

sayeh
sayeh

چه زیبا نقش بازی می کنیم … و چه آسان در پشت نقابهایمان پنهان می شویم ؛ حتی خدا هم از آفرینش چنین بازیگرانی در حیرت است …

sayeh
sayeh

زیر آوار آخرین حرفت جا مانده ام لعــــــــــــــــــنتی نمی دانی *خداحافظت * چند ریشتر بود !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
sayeh
sayeh

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد. معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد، زیرا با وجود این که پستاندار عظیم‌الجثه‌اى است، امّا حلق بسیار کوچکى دارد. دختر کوچک پرسید: پس چه طور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟ معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است. دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌پرسم. معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟ دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید

sayeh
sayeh

اگه کی بورد کامپیوترت شکلات بود دوست داشتی اولین تکه ای که می خوردی کدوم حرف بود؟ و چرا؟

این ارسال را بازنشر کرده است.