دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

sayeh

هستی ام را به آتش کشیدی سوختم من ندیدی ندیدی...مرگ دل آرزویت اگر بود مانده بودی اگر میشنیدی.. درباره »
sayeh
زن - مجرد
امتیاز: 1568

دنبال‌شدگان

(152 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(327 کاربر)

گروه‌ها

(42 گروه)

بازدید

sayeh
sayeh

به همه هموطنان آذری زبانم تسلیت میگم.....

sayeh
sayeh

در عشق دل دادن و دل بستن کافی نیست باید چیز دیگری هم داشت باید ارامش را در تو دید بایدشانه هایت تکیه گاه محکمی باشد والا اغوش هر کس و نا کسی به رویت باز است.

این ارسال را بازنشر کرده است.
sayeh
sayeh

در زندگی افرادی هستند كه مثل قطار شهربازی هستند از بودن با اونا لذت می بری ولی باهاشون به جایی نمی رسی

sayeh
sayeh

انـقدر به خواب هایـم، سَــرک نکـش، مـرا کــه میشنـاســی، زود وابستــه میشــوَم، شـایــد یــک شــب، تصمیــم گـرفتــم، بـرای همیشــه بخوابـــم.... اما ترسم از این است .. خوابـــ هایم کــه همیشگی شد، باز هم تــــــــــو ، تنهایـــــــــم بگذاری..

این ارسال را بازنشر کرده است.
sayeh
sayeh

چشمانم را باز میکنم و تو نیستی این بی رحمانه ترین اتفاق هر روز من است......

sayeh
sayeh

تنهــــــــایی ام را دوســــــــــت دارم .... بوی پــــاک نجـــابــــت میـــدهد... بوی پــــاک صداقت میـــدهد...

sayeh
sayeh

چه اشتباه بزرگیه واسه کسی بمیری که قبلن واسه خیلیها مرده ....

sayeh
sayeh

در فلسفه وفا چنین آمده است ، دل وقف شکستن است ، بیهوده نرنج . .

sayeh
sayeh

نفست باران است دل من تشنه ی باریدن ابر دل بی چتر مرا مهمان کن . . .

sayeh
sayeh

فاصله خط عابر پیاده ندارد ، دست مرا بگیر و از آن رد کن ، قرار دیدار ما هر نیمه شب ، خیالت که نمی گذارد بخوابم . . . !

sayeh
sayeh

سوت‌ می‌کشد در هوا ، کابل‌ تلفنی‌ که‌ می‌توانست‌ زیباترین‌ عبارات‌ جهان‌ را از عاشقی‌ به‌ عاشقی‌ برساند . . . !

sayeh
sayeh

دلم یک جای دنج میخواهد آرام و بی تَنِش جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی! تا آدم گاهی آنجا آرام بگیرد مثلا آغوش تو !

sayeh
sayeh

آنکه دستور زبان عشق را بی گزاره در نهاد ما نهاد خوب می دانست تیغ تیز را در کف مستی نمی بایست داد

sayeh
sayeh

من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم / نکند فرق به حالم چه برانی چه بخوانی چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی / نه من آنم که برنجم ، نه تو آنی که برانی . . .

sayeh
sayeh

با تو از نابترین لحظه سخن خواهم گفت دوستت خواهم داشت هیچ میدانی چیست ؟ لحظه ای نیست که در خاطر من یاد تو نیست . . .