sepehr1988
همه میدانند که مهدیه اسم مکان است و فاطمیه اسم زمان و من منتظر روزی هستم که مهدیه اسم زمان شود و فاطمیه اسم مکان …
sepehr1988
زندگی کاروانیست زود گذر . آهنگی تمام تابلویی زیبا و فزیب دهنده میسوزد و میشوزاند و هیچ چیز در آن رنگ حقیقت نمیگیرد جز محبت
sepehr1988
چــه دمــدمــے مـزاج شـده احـساســم گـــاهـے آرام . . . گـــاهـے بــارانـے . . . " چه بـے ثـبـاتــم بـے تـ ـ ـو"
sepehr1988
مثل آسمــــان می مانی ..........دوستتـــ دارم اما نمیتـــوانم داشـــته باشمتــــ ــ ــ ــ
sepehr1988
صــــ ـــبورتر که میشوی .....دنیـــــ ـــا پرروتر میـــ ــــشه...!
sepehr1988
آرامش آن است که بدانی؛ در هر گام، دست تو در دست خداست؛
sepehr1988
درد می کشمــــ . . . درد !!! هم تلخ است هم ارزان !! همــــ گیراییش بالاستـــــــــــــــ !!! هم اینکه تابلو نمی شومـــ و رفیقی که مرا به درد معتاد کرد ، نا باب نبود !!! اتفاقا بابِ بابــــــــــ بود !!! فقط نگفته بود که ماندنی نیست . . . همـــــــــــــــــــــــ ــــــــین
sepehr1988
تـو هم تلخ بودی تلــخ ! درست مثل قطره های فلج اطفالی كه در كودكی به خوردم می دانند ! غافل از اینكه این بار تلخی تــو دلم را فلــج كرد ...!
sepehr1988
شکسپیر میگه: خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ... خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ... خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد!
sepehr1988
ﺧﺪﺍﯾﺎ .... ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺧﺮﺍﺑﻢ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻣﺮﻫﻤﯽ ﺁﺭﺍﻣﻢ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ! ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺧﻮﺩ ﺑﮕﯿﺮ ؛ ... ﺩﻟﻢ ﺁﺭﺍﻣﺶِ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ... !
sepehr1988
بازی را با خیانت برده ای... من از حق خود گذشتم... اما شنیده ای چوب خدا صدا ندارد؟ ...حواست باشد... بزودی طوری چوبت میزند که لالت میکند...
sepehr1988
یـــه زمـونــه ای شـــده كـه اگـه بـرای عشــقـت كــــوهــم بكنـــی بــه پــای فــرهـــــــاد بــودنـت نمـی ذارن!!؟ مــی ذارن بــه پــای كـنــــــه بــودنـت....!!!؟
sepehr1988
حالا که رفته ای ساعتها به این می اندیشم که چرا زنده ام هنوز..؟ مگه نگفته بودم بی تو میمیرم...؟ خدا یادش رفته که مرا بکشد یا تو قرار است برگردی...؟؟؟
sepehr1988
یک پارک سوت و کور... یک نیمکت دو نفره ...و منی که تنها روی این نیمکت نشسته ام ...هیچ اتفاقی نیفتاده... همه چیز عادی است ...به جز این نیمکت ...که بدون تو ،اندازه صندلی های یک قطار جاخالی دارد ..
sepehr1988
اینجــــا " زمیــــ ــــن " اســــت ...! بدبختــــی را " مستنــــ ــــد " می کننــــد ، خوشبختــــی را " سریـــــ ـــال " و از جدایــــی هــــا " فیلـ ـــم سینمایــ ــی " می سازنــــد ........!