sepehr1988
خُــدآیـــا... ┘◄عــבّه ایــی اِصــرآر בارند 【 مـــــــــرآ 】از ◄ 【 تو 】سآنسور ڪُنند!
sepehr1988
ســــر زده بیــــــا … کمــــــﮯ آشفتــــگی بــــد نـیست … آن وقــــــت … تکــــــاندن ِ شانــــــه هاﮮ ِ پُـر غُـبــــــار و مُرتب کردن ِ موهــــــاﮮ ِ پریـشــــــانت ، بهانـــــــﮧ اﮮ مـﮯشود براﮮ ِ زندگـــــــﮯ . . .
sepehr1988
بگو بــارگاهــت کجاســت ، تــا این دل به شــوق ِ زیـــارت چشمـــانت ، هـــفت اقلـــیم عشـــق را، پای بـــرهنه قـــدم بردارد ...
sepehr1988
چقدر سخته توی هق هق گریه هات نفس کم بیاری....... اون وقت عشقت به یکی دیگه بگه نفسم...........
sepehr1988
تلاش برای زنده کردن یک رابطه از دست رفته ... مثل اینه که بخوای یه چای سرد شده رو دوباره با ریختن آب جوش گرم کنی .......کمرنگ میشه.
sepehr1988
هوس بازان کسی راکه زیبا می بینند دوست دارند… اما عاشقان کسی را که دوست دارند زیبا می بینند…
sepehr1988
دیگه نه "شلوار پاره" نشونه "فقره"... نه "سکــوت" علامت "رضــایت"... دنــیـــــــــــــــای غـــریـبـیــست ...ارزشـــــــــــها "عـــــــــــــــــــوض" شـده ..."عـــــوضــــــــــی هــا"، بــا ارزش شــــدن...
sepehr1988
حتی كفش هم اگر تنگ باشد زخم میكند، واى به وقتی كه دل تنگ باشد....
sepehr1988
تو ای رهگذر!!! چقدرعجــول بودی برای رفتن... باورم نمیشود که دنیایی را در پس پوسته ی وجودم می بینی و بی آنکه بدانی ام می روی... چه بود آنچه ادعای شناختش را داشتی؟ دستهای مرا نگاه کن که رو به سوی تو مانده... چیزی در درون من از تو جـا می ماند ای رهـــگذر!!
sepehr1988
زمانی بود که گمان می کردم که به نهایت درد رسیده ام ......اما نه! از آن دورتر هم می شود رفت....
sepehr1988
امروز هوای دلم بارانیست . باران می خواهم ... بی چتر می خواهم اشک های خدا رو روی گونه هایم حس کنم ... بدانم تنها من غصه داره اینده ی سراب گونه ی خویش نیستم ... بگویم چه فایده گریستن کات بده این سکانسه لعنتی رو.....
sepehr1988
به کسی که تنهات گذاشت بگو.. . این تو بودی که باختی نه من!!! . من کسی رو از دَست دادم که دوستم نَداشت..! اماتو کسی رو از دست دادی که عاشِقِتـ بود...
sepehr1988
به کسی که عاشق توست بگو ،هر روز با زیباترین تعابیر جهان بیدارت کند، من اینجا هر شب خاطرات و یاد تو را با زیباترین تعابیر جهان به خواب می سپارم...
sepehr1988
چند ساعتی با هم بودیم! ... من به تو نگاه میکردم... و تو ... به ساعتت! تو قرار داشتی و من بیقراری...