sepehr1988
تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام ،دردِ یک اتفاق که شاید با اتقا قِ تـو دردش متفاوت باشد، ویرانم می کند من از دست رفته ام ، شکسته ام می فهمی ؟ به انتهایِ بودنم رسیده ام ؛ اما اشک نمی ریزم ،پنهان شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند
sepehr1988
آغوشت میتواند قشنگترین سرخط خبرها باشد ؛ وقتی تو میتوانی قشنگ ترین تیتر زندگی من باشی …
sepehr1988
ای کـــــــــــــــــــــــــــاش... نگاه ها حرف دل را می خواندند، تــــــــا بـرای اثبـات عــلاقه نیازی به ســوگند نبود
sepehr1988
من ـ بـــی تو فـقط یک ضمیـــر ساده و تنهاست… که دست و دلش به هیـــچ کاری نمی رود… + دیگــر هیــچ کـس تــو نمــی شــود حــتــی خــودت
sepehr1988
اونایی که حرف برای گفتن کم دارن ، درد برای گفتن زیاد دارن …
sepehr1988
تحمل "تنهایی" بهتر از گدایی محبت است
sepehr1988
کاش دفتر خاطراتم چراغ جادو بود تا هروقت از سر دلتنگی به رویش دست می کشیدم ، تو از درونش با آرزوی من بیرون می آمدی …
sepehr1988
هوای مردن بیخ گوش من است . . . همانجایی که روزی رد نفس های تو بود . . .
sepehr1988
" از سرم که بیفتی دست و پای غرورت خواهد شکست آن روز درد شکستن را خواهی فهمید "
sepehr1988
آهــــای ... دلـــ آهنیــــِ بی احساس... حواست باشد پایت را کجا میگذاریــــــ... قلبـــــِ من آهنیـــ نیستـــــ... میــــ شکند... خُــرد میشــود... و خُردهــ هایـش پایـــــتـــ را زخــــمیــــ میـــکند... منــــ نگـــرانـــــِ تـــو هســـتمــــ...
sepehr1988
مردم شهری که همه درآن می لنگند , به کسی که راست راه می رود می خندند...!!!
sepehr1988
یک دقیقه سکوت!!... به خاطر تمام آرزوهایی که در حد یک فکر کودکانه باقی ماندند!... به خاطر امید هایی که به نا امیدی مبدل شدند ووو به خاطر شب هایی که با اندوه سپری كردیم! ... به خاطر قلبی که زیر پای کسانی که دوستشان داشتیم له شد!... به خاطر چشمانیکه همیشه بارانی ماندند!.... یك دقیقه سكوت!... به احترام کسانی که شادی خود را با ناراحت کردنمان به دست آوردند!... بخاطر صداقت که این روز ها وجودی فراموش شده است!... بخاطر محبت که بیشتر از همه مورد خیانت واقع گردید!... یک دقیقه سکوت ... به خاطر حرف های نگفته!!... برای احساسی که همواره نادیده گرفته می شد ...
sepehr1988
برایم دست تکان دادی... برایت دست تکان دادم... تو به نشانه ی وداع... من از شوق دیدار این کجا و آن کجا …
sepehr1988
روزهــــــــا ... ﻣﺎﻩ ﻫــــــــﺎ ... ﺳﺎﻝ ﻫــــﺎ ﺧﻮﺍﻫــــﺪ ﮔﺬﺷــــﺖ ... ﻭ ﻣــــﻦ ﺗــــﻮ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫــــﻢ ﺑﺨﺸﯿــــﺪ ... ﺍﻣــــــــﺎ ﺗــــــــﻮ ...! ﺧــــﻮﺩﺕ ﺭﻭ ﺑﺎﺑــــﺖ ﺗﻤــــﺎﻡ , " ﻧﺎﻣــــﺮﺩﯼ ﻫﺎﯾــــﺖ " ﺧﻮﺍﻫــــﯽ ﺑﺨﺸﯿــــﺪ .....؟!
sepehr1988
♣ شاید برایت عجیبست ...این همه آرامــــشم ،... خودمانی بگویم : به آخــــــــــــــر که برسی.... دیگر فقط نــگاه میکنی! ...