ی دختره بود . توی خوابگاه ما . من میشناختم . ببین با یه پسر نبود ک . . . با چندین پسر جوون بود . . . به علاوه اینکه با چند تا پیرمرد هم بود یعنی رسما آتو زده بود . . . هر روز با ی شاسی بلند میومد جلو خوابگاه
الان ازدواج کرد در عرض 3الی 4 ماه .
با یه پسر فوق العاده خوشگل پولدار عاشق پیشه اثن هر چی بگی پسره توش تکه جز اینکه ک گویا کلاهی سرش رفته ک خودشم نفهمیده
من گفتم خدا شانس بده . با عالم و آدم لاس زد و فلان و بهمان . . . حالا هم اینجوری . . .
خـُــلاصه
حالا باز من ک مجردم اعصابم خورد شد ولی دوستم ک متاهل بود میگفت خاک تو سر من کنن من با اولین پسری ک توی عمرم توی 17 سالگیم حرف زدم 5 سال دوست شدم ازدواج هم کردم الانم زندگی میکنیم
اره اینا با این کاراشون
تازه این کارا براشون مثل کلاس گذاشتن و اینجور حرفاست
به یکیشون گفتم تو ناراحت نمیشی یکی با خواهر خودت دوست بشه ؟بهم گفت خب چه اشکال داره اگه پسر خوبی باشه خیلی هم خوبه
گفتم تف به خودت و غیرتت
افسوس
هوس تخت دونفره کردم. یه تخت دونفرۀ با تشک خوشخواب . همچین بپری روش دست و پاتو بندازی اینور اونور هر جور دلت میخواد بکپی ها الان با خودت گفتی پ نفر دوم چی!!! نفر دوم خودش پول داره بره واسه خودش یه تخت بگیره هر جور دوست داره تووش بِکَپه.. این تخت منه
من دیگه عادت کردم که بعضیا به سوراخ میگن سولاخ،یا به قفل میگن قلف،یا به سطل میگن سلط!... اماامروز دچار نوسان مغزی شدم، وقتی یکی به کرفس گفت گَلَبـز ..!
پیشنهاد خوبیه
13 سال و 1 ماه و 9 روز و 7 ساعت و 26 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 6 روز و 4 ساعت و 49 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 6 روز و 2 ساعت و 31 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 6 روز و 2 ساعت و 14 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 4 روز و 3 ساعت و 41 دقيقه قبل