تو فراموش نکن
زندگی یک هوس است
گاز بر میوه کال
من فراموش نکردم
که بهار آمده است
تا بگیرم پرو بال
تو فراموش نکن
روی آن شاخه یاس
جای دستان من است
من فراموش نکردم که خدا
همه جا یار من است*و سکوت!
بهترین کار من است
تو فراموش نکن
مرغ عشقی که اسیر قفس است
و ندارد آواز
من فراموش نکردم که دلم
مانده با این همه راز
تو فراموش نکن
سرو آن خانه که فریاد کشید
تو به من خندیدی
من فراموش نکردم نفَسی
که به من بخشیدی
تو فراموش نکن
که حقیقت شب یلدای من است
تیره و سرد و سیاه
من فراموش نکردم قسَمی
که تو خوردی سر راه
تو فراموش نکن
آن چه دیدی زِ من و از غم من
که نگفتم به کسی
من فراموش نکردم که هنوز
مانده تا هم نفسی
تو فراموش نکن
خانه ای را که پر از یاد تو است
همچنان منتظرم
من فراموش نکردم قدمی
که تو برداشته ای سوی دلم
تو فراموش نکن
گرچه آن روز گذشت...
که تو رفتی و هنوز...
مانده برگشتن تو...
من فراموش نکردم
غم آن لحظه سرد
دیدن ِ رفتن ِ تو...
و فراموش نکن
مرا فراموش مکن !
من همان پروانه رنگارنگم که صبح زود
روی شانه هايت مينشستم و
نام تک تک گلها را به تو ميگفتم
من همان کوچه باريکم که عصرهای تابستان
از آن مي گذشتی تا به خيابانی که بسوی آرزوهايت ميرفت ،برسی
مرا فراموش مکن !
من همان دفترچه صد برگم که در يک روز بارانی
دل مهربان خود را بر اولين برگم نقاشی کردی
و پنج شنبه ها غمگين ترين شعر خود را
بر سطرهای سپيدم مينوشتی
من همان پنجره چوبی سبزم که هر وقت دلت ميگرفت
در کنارم می ايستادی و افقهای روشن فردا را
تماشا ميکردی من همان قاصدک خوش خبرم
که هر بهار تلاش ميکردم به تو برسم ودر آغوشت آرام بگيرم
من همان حرف تازه ام که بر لب می آوردی
همان احساسِ ناب و پرشور خواستن
آواز گرم و شنيدنی دوست
نگاهی جذاب که از همه شعرها گوياتر و زيبا تر است
پیشنهاد خوبیه
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 13 ساعت و 23 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 4 روز و 10 ساعت و 45 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 8 ساعت و 28 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 4 روز و 8 ساعت و 10 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 2 روز و 9 ساعت و 38 دقيقه قبل