مرا فراموش مکن !
من همان پروانه رنگارنگم که صبح زود
روی شانه هايت مينشستم و
نام تک تک گلها را به تو ميگفتم
من همان کوچه باريکم که عصرهای تابستان
از آن مي گذشتی تا به خيابانی که بسوی آرزوهايت ميرفت ،برسی
مرا فراموش مکن !
من همان دفترچه صد برگم که در يک روز بارانی
دل مهربان خود را بر اولين برگم نقاشی کردی
و پنج شنبه ها غمگين ترين شعر خود را
بر سطرهای سپيدم مينوشتی
من همان پنجره چوبی سبزم که هر وقت دلت ميگرفت
در کنارم می ايستادی و افقهای روشن فردا را
تماشا ميکردی من همان قاصدک خوش خبرم
که هر بهار تلاش ميکردم به تو برسم ودر آغوشت آرام بگيرم
من همان حرف تازه ام که بر لب می آوردی
همان احساسِ ناب و پرشور خواستن
آواز گرم و شنيدنی دوست
نگاهی جذاب که از همه شعرها گوياتر و زيبا تر است
من حریص ممنوعـــِه ها نیستم . . . بودنم دلی است . . . دروازه های این شهر ، به زنجیر هم کشیده شود ، خیال ِ رفتن ندارم . . . دست داده ام پای این بودن ، پس هستم . . . قفل ها هم می پوسند و زنگار می زنند . . . مرا از بندِ زنجیرها نهراسانید . . . من به درهای بسته خو گرفته ام ، عمریست که روزگار این گونه زهر می زندم . . . اما من بزرگ شده این دیارم ، دست ِ دغل بازی های دنیا برایم روست . . . ته نشین می شوم ، اما حل . . . نه !
« دوستت دارم »را من دلاویزترین شعر جهان یافته ام ! این گل سرخ من است ! دامنی پر کن از ین گل که دهی هدیه به خلق ، که بری خانه دشمن ! که فشانی بر دوست ! راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست !
پیشنهاد خوبیه
13 سال و 1 ماه و 8 روز و 22 ساعت و 29 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 5 روز و 19 ساعت و 52 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 34 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 17 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 3 روز و 18 ساعت و 45 دقيقه قبل