یکی از دوستام از بچه های همین دنبالر بهم زنگ زد کلی خندوندمش پشت گوشی بعد میگه نمیدونم چرا زنگ زدم گفتم این همه خندیدی میگی نمیدونی چرا ؟ از این ب بعد پولی حرف میزنم پول میگیرم میخندونمت
شنبه
می گویم : استادمان گفته دانشجویی که پست الکترونیکی نداشته باشد دانشجو نیست.
می گوید : استادتان غلط کرده ؛ مگر ما دانشجو نبودیم ؟!
می گویم : پدر جان ! شما که تا سیکل بیشتر درس نخواندید ؛ در ثانی من دو ماه است که تمرین ننوشتم !
می گوید : اولا سیکل آن زمان معادل دکترای الان است ، دوما پس این دو ماه چه غلطی می کردی ؟!
می گویم : هیچ ! فقط استادمان تمرین ها را برای دانشجو ها می فرستد ، من هم که دانشجو نیستم !
یک شنبه
پس از مدت ها جروبحث بالاخره پدر جان رضایت داده تا برای من کامپیوتر بخرد !
می گویم : گفتید روی دستگاه مودم هم نصب کنند؟!
می گوید : مودم دیگر چه جانوری است ؟!
می گویم : همان جانوری که پست الکترونیکی دارد !
می گوید : آها !!
دوشنبه
برنامه شوک از تلویزیون پخش می شود ، در این برنامه دختر جوانی که عکس های مبتذلی از او در اینترنت منتشر شده در حال گریه کردن است و می گوید که من فقط یک پست الکترونیکی داشتم !
می گوید : می خواهی آبرویمان را ببری ؟!
می گویم : من بیجا کنم !
می گوید : پس برو این اینترنت را از توی اون دستگاه در بیار و بریزش توی جوب !
سه شنبه
می گوید : نه نخیر ، از بس با این اینترنت گشتی بی ادب شدی !
می گویم : مگر چه کردم ؟!
می گوید : همین که به حرف من گوش نمی کنی یعنی بی تربیت شدی !
می گویم : بخدا این اینترنت آنقدر ها که شنیده اید بد نیست ، اصلا اجازه بدید بهتان نشان بدهم که من چه استفاده ای از آن می کنم.
می گوید : لازم نکرده !! من دست به این جانور نمی زنم ، نجس است !
چهارشنبه
می گوید : وقتی به اینترنت دست میزنی دستهایت را بشور !
می گویم : چطور ؟!
می گوید : مگر نشنیده ای که آنفلوانزای خوکی آمده و به شدت هم ویروس است!
می گویم : به خدا این ویروس با آن ویروس فرق دارد ،
می گوید : ویروس ، ویروس است !
پنج شنبه
می گوید : فـ ـیـ سـ بوک هم توی همین ذلیل مرده است ؟!
می گویم : بعله !
می گوید : مرگ !
جمعه :
می گوید : اینترنت یک اغتشاشگر خارجی است که باید محاکمه شود شما هم غلط می کنی این جنایتکار را در خانه من پناه بدهی !
می گویم : شما این اطلاعات را از کجا می آورید ؟!
می گوید : ساکت باش دارم اخبار 20:30 گوش می دهم
اونارو نمیدونم لابد دلشون میخواد لابد ی اکانت دیگه ساختن لابد کرم دارن لابد ی جای بهتر پیدا کردن لابد یکی رو مخ زدن رفتن رو همون کار کنن و هزاران دلیل ارزنده دیگر
"جهالت" کاری کرد که پیرزن ايرانی گاو خود را بفروشد كه مشرف مکه شود!،تا عرب از شتر به لامبورگينى و از چادر به برج برسد و مردم ما سعادت را دو دستي به اعراب تقديم كنند که شايد سعادت خود در دنياي ديگر يابند !!! آیا میدانید خدا كجاست؟خدا در قلب مادریست كه براي مداواي فرزندش كلیه اش را میفروشد و خدا در قلب كودكیست كه در همسایگی حاجی از فقرناله میكند و حاجی در بین عربها بدنبال خدا میگردد.
پیشنهاد خوبیه
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 12 ساعت و 37 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 4 روز و 9 ساعت و 59 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 42 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 24 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 2 روز و 8 ساعت و 52 دقيقه قبل