دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

غلامرضا

می خواهم سخن بگویم از بیرحمی تقدیر .. از بی وفایی انسانها .. از بی پناهی مجنون می خواهم از پرسه زدن... درباره »
غلامرضا
مرد - مجرد
امتیاز: 193

دنبال‌کنندگان

(20 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

غلامرضا
غلامرضا

اگر دلیل دوستی ها صرفا دانش آدم ها باشد .. کتابخانه ها بهترین دوست در دوستی اند .. چرا که پای دلت را لگد نمی کنند .. و قند و چاییت را هدر نمی دهند .. و به موقع ساکتند و به موقع حرف می زنند ..

غلامرضا
غلامرضا

تاب خورد و تاب خورد...تابستانی دیگر... من بی تاب تر از تاب Tتاب خورد و تاب... تاب تاب عباسی...آه...خدایا می دانم نخواهم اُفتاد ... از پا...از تب و تاب...می سوزم از تبِ این شبهای داغ... روزهای سوزان...اما...تاب می آورم...اُمیدی شاید واهی ... مرا فرا می خواند...به تاب آوردن...تابستان را بگویید : هزار بار دیگر بیاید و برود...تب ِ سوزانش هزار برابر که شود... بر کوره ی خورشید افزون و افزون تر...من تاب خواهم آورد... با این دل ِ بی تاب ...

غلامرضا
غلامرضا

من...گـُم شده ام.. در غُبــــــــــــار ِ این شهرِ تعطیل ..!

غلامرضا
غلامرضا

مرا به آثار ملی اضافه کنید .. اکنون .. شهری سوخته ام!

غلامرضا
غلامرضا

گم مي شوم در ميان وقفه هاي نبودنت ..

غلامرضا
غلامرضا

من و به ذهنت بـــِـسپار .. من زودتـــَــر از اين حـــَــرفا رفتنيم ..

غلامرضا
غلامرضا

او رفت .. ولی نه از خاطر من ..

غلامرضا
غلامرضا

دلــم زیــادی روشن بــود .. سوخــت ..

غلامرضا
غلامرضا

اگه یه روز فرزندی داشته باشم ، بیشتر ازاسباب بازی های دیگه براش بادکنک میخرم ..بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد میده .... بهش یاد میده که باید بزرگ باشه اما سبک ، تا بتونه بالاتر بره .. بهش یاد میده که چیزای دوست داشتنی میتونن توی یه لحظه ، حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن ، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه .. و مهمتر از همه : بهش یاد میده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید اونقدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده ، چون ممکنه برای همیشه از دستش بده...

غلامرضا
غلامرضا

ميــــدوني ؟؟ .. يه لحظه هايي تو زندگيم هست .. خوب كه فكر ميكنم ميبينم ، كه عاشق اون لحظه ها هستم .. مثــل لحظه هاي با " تو " بودن ..

غلامرضا
غلامرضا

خدايا .. ساده از خطاهايم بگذر .. همان گونه كه ، ساده از آرزوهايم گذشتي ..

غلامرضا
غلامرضا

اين نيمكت هاي خالي .. خاطرات من و تو را مرور مي كنند .. يادش بخير مي شويم .. در ذهن اين كوچه باغ پر درخت .. در ذهن اين نيمكت هاي ساكت !!

غلامرضا
غلامرضا

عادت کرده ام .. به طعم قهوه .. به آدم های پشت پنجره ی کافه .. به دست هایی که می روند .. آدم هایی که نمی مانند ..

غلامرضا
غلامرضا

تنـهایی .. صــدای آکـاردئـونی ست .. کـه هـیـچ وقـت نمی فـهمم .. از کــجای خیـابـان می آید ..

غلامرضا
غلامرضا

چه سخت است ناخدا بودن .. وقتی که باد از جانب تو نمی وزد ! کنار ساحل بمان آخرین بطری ام .. حرف های تازه ای در دل دارد !! ..