❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بودچه بی قراربودی زودتربروی...ازدلی که روزی بی اجازه واردآن شده بودی..من سوگوارنبودنت نیستم....من شرمساراینهمه تحملم
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
به آمدنت که دیگرامیدی نیست فقط من راپس بفرست
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
مقصرخودم بودم....ازیک قهوه تلخ انتظارفال شیرین داشتم
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
وقتی تونیستی...نگاهم حوصله نمی کند...پایش راازچشمم بیرون بگذارد
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
بهارم گذشت....میترسم تنهایی تحمل تابستان سخت ترباشد
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
به توکه میرسم مکث میکنم...انگاردرزیباییت چیزی راجاگذاشته ام...مثلا..درصدایت..آرامش...یا...درچشمهایت..زندگی
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
چقدردلتنگ حضورت هستم کاش تصویرت نفس میکشید
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
چهل سال بعد..یامرده م که هیچ ویانم نمای بارون که به صورتم برسه دلم هوای تورومیکنه
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
نمیدونم چگونه بایدخواند....بایدرفت....اینجاتنهاییت راارزان می خرند